![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
اسفند 1387
بهمن 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 جستجو
پیوندها
سایت آقای وطن خواه
اخبار وبلاگ ها ليست وبلاگ ها قالب هاي وبلاگ اخبار ايران اخبار ICT تفريحات اينترنتي تالارهاي گفتگو فروشگاه اینترنتی :: طراح قالب:: پیوندهای روزانه
|
به نام افریننده خلیج همیشه فارس
ar امام حسن
|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در شنبه سوم اسفند 1387 ساعت 22:7
ما و انقلاب اسلامی
ما و انقلاب اسلاميحسن ابراهيمزاده
اشاره: چرا انقلاب کرديم؟ چه چيزي تغيير کرد؟ انقلاب ما را به کجا ميبرد؟ شايد اين پرسشها پرسش جوانهايي باشد که ايران قبل از انقلاب را نديده و روزهاي پر حادثه دوران تأسيس و تثبيت آن را درک نکردهاند. مقاله حاضر پاسخي کوتاه و گويا به اين پرسشهاست که پرداخت تفصيلي به آن بر عهده مبلّغ گرامي ميباشد. مقدمهپاسخگويي به پرسشهاي نسل سوم انقلاب نيازمند نگاهي به ايران قبل و بعد از انقلاب ميباشد. شايد اين پرسش همان نگاه کلاني باشد که هر جوان را در فضايي بزرگ- به بزرگي اين انقلاب- قرار دهد که در خور شأن جوان فهيم ايراني باشد و آن اين است:«ايران در قبل از انقلاب در جغرافياي سياسي و معادلات بين المللي و در بين اذهان عمومي جهان در چه جايگاهي قرار داشت؟» اگر جوان امروز ايراني در پي دستيابي اين پاسخ چه در لابهلاي کتب و گفتهها و دوستان انقلاب و چه دشمنان منصف انقلاب بگردد به پاسخي ميرسد که ما آن را اين گونه فهرست و توصيف ميکنيم. بخش اول: ايران پيش از انقلاب1- ذلت و خواري در برابر بيگانگانايران در سيطره کامل آمريکا قرار داشت، مسؤولان رده بالا و حتي مياني آن يا مستقيم و يا غير مستقيم توسط سفارت آمريکا بر کرسي قدرت مينشستند. هيچ کس منکر اين مسأله نيست که شاه ايران هيچ اختياري از خود نداشت. اسناد و خاطرات سفراي وقت آمريکا و حتي خانواده شاه گوياي اين واقعيت تلخ و ذلتبار است.[489] در حالي که در همه جهان ردههاي بالا با هم به گفتوگو ميپرداختند؛ رئيس جمهوري با رئيس جمهوري، وزير امور خارجه با وزير امور خارجه و سفير با سفير، اما در کمال وقاحت و ذلتپذيري، سفير آمريکا در جايگاه رئيس جمهوري آمريکا با شاه به گفتوگو مينشست و دستورات کاخ سفيد را به او ديکته ميکرد. هزاران مستشار نظامي نبض ارتش را به دست گرفته بودند و به خاطر حضورشان در ايران «حق توحّش»[490] ميگرفتند، تيمساران ايراني در مقابل گروهبانان آمريکايي اداي احترام ميکردند. 2- تکبر در برابر ملتدر برابر اين برخوردهاي ذليلانه دستگاه، شاه با حالتي متکبرانه مردم و ارتش را بنده و خود را «سايه خدا» و «خدايگان» خطاب ميکرد و در گفتوگوهايش از واژه «ميفرماييم» و «فرموديم» استفاده ميکرد و به دنبال خوشگذراني خود بود و با فرستادن هواپيماهاي اختصاصي به دنبال هنرپيشههاي زن هاليوود و رقاصههاي اروپا بيت المال را خرج شبنشينيهاي خود ميکرد.[491] 3- حياط خلوت براي آمريکا و صهيونيسمايران کمربند امنيتي آمريکا به شمار ميرفت و آمريکا از ارتفاعات البرز براي برپا کردن رادارهاي خود در برابر شوروي سابق و نيز از پايگاههاي زميني و هوايي براي استقرار به موقع نيروهايش استفاده ميکرد. ارتش ايران نه براي دفاع از مرزها بلکه براي ژاندارمري منطقه مسلح شده بود و براي سرکوب انقلابها در منطقه آموزش داده شده بود نه براي دفاع![492] ايران تأمينکننده سوخت اسرائيل در برابر اعراب و مسلمانان به شمار ميرفت و بازار ايران مصرفکننده کالاهاي شرکتهاي آمريکايي بود. 4- ضديت با باورهاي مذهبي اصيلتشيعستيزي و دينزدايي هدف اصلي آمريکا و دستگاه سلطنتي بود. هر چند که به ظاهر رژيم ادعاي پايبندي به تشيع را داشت، دست بهائيان در عرصه سياست و اقتصاد و فرهنگ به کلي باز بود. هويدا (نخستوزير)، پرويز ثابتي (عنصر محوري ساواک) و ... بهايي بودند. بهائيت به شدت فعاليت ميکرد و اين در حالي بود که برخي جريانهاي واپسگرا چون انجمن حجتيه با تأييد حاکميت پهلوي به جاي مبارزه عليه هويدا و ثابتي، با پپسيکولا به مبارزه برميخاستند. 5- ترويج فساد و بيبند و باريدستگاه براي بيدين کردن مردم و جوانان از ايجاد هيچ مرکز فساد و فحشايي ابا نميکردند. چاپ هزاران مجله مبتذل و رنگيننامه و پخش فيلمهاي مبتذل در سينما و تلويزيون کافي نبود تا آن جا که قباحت رژيم را به جايي رساند که در جشنهاي شاهنشاهي شيراز، نمايشنامه «خوک» را که در آن بازيگران برهنه در مقابل مردم در خيابان به انجام عمل منافي عفت ميپرداختند، اجرا کرد. 6- افول جايگاه بين الملليايران نه در معادلات بين المللي و نه در بين دولتها و نه در بين ملتها، خصوصاً در بين ملتهاي مسلمان، هيچ جايگاهي نداشت تا چه رسد به اين که بتواند نقشآفريني کند. 7- عقبماندگي علميبه خاطر سياست باقي ماندن ايران به عنوان جامعهاي مصرفگرا و دنبالهرو، مقولهاي به نام تحول و توليد علم در دانشگاهها وجود نداشت و اگر دانشجويي به مدارج بلند علمي دست مييافت، تنها به خاطر کوششهاي فردي خودش بود تا نظام آموزشي. 8- تبعيض و بيعدالتيشکاف طبقاتي به وضوح در فاصله امکانات روستاها و شهرها مشهود بود. گويي سياست رژيم در اين بود که اکثريت مردم روستانشين و عشايري در فقر کامل به سر برند و اين در حالي بود که گاه اشرف پهلوي در قمارهاي شبانه خود در کاخهاي رؤيايي به قماربازان حرفهاي خارجي شبي 40 تا 50 ميليون تومان ميباخت. بخش دوم: ايران پس از پيروزي انقلابايراني که تا قبل از پيروزي انقلاب هيچ جايگاهي در معادلات سياسي- اجتماعي جهان، در بين ملل مسلمان و غير مسلمان نداشت، با پيروزي انقلاب نه تنها به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي دست يافت، بلکه معادلات جهاني را با تولد يک ايدئولوژي جديد بر هم زد و تأثير ژرفي بر جهان بر جاي نهاد. اکنون به نمونههايي از آن اشاره ميکنيم. 1- احياي تشيع و بيداري اسلاميانقلاب اسلامي موجب احياي دوباره مکتب تشيع شد. تشيع که تا قبل از پيروزي انقلاب به گونهاي معرفي ميشد که وقتي به سرهنگ قذافي به هنگام مفقود شدن امام موسي صدر در ليبي گفته شد امکان دارد شيعيان مخالفت کنند، او با تکبر و تبختر فراوان گفت:«شيعه عددي نيست و جز قبيلهاي کمتعداد، شيعهاي وجود ندارد»، به جايگاهي دست يافت که امروز همين قذافي ادعاي انتساب به حضرت علي(ع) را ميکند!؟ با پيروزي انقلاب و محوريت يافتن ايران به عنوان «قطب اقتدار سياسي شيعه»، شيعيان از حمايت معنوي ايران برخوردار شدند و توانستند شجاعانه به برگزاري مراسم خود روي آورند. احياي دوباره شعاير اسلامي چون نماز جمعه و جماعات، برگزاري مراسم دعاي کميل و ندبه و اعتکاف، فرهنگ تشيع را به خاستگاه اصلي خود بازگرداند. تأسيس دهها حوزه علميه در اقصي نقاط دنيا از يک سو و موضعگيريهاي شجاعانه مسؤولان نظام در مقابل استکبار جهاني موجب گرايش ميليونها مسلمان و غير مسلمان، خصوصاً در آمريکاي لاتين، آفريقا و جنوب شرقي آسيا شد و به تعبير مرحوم آيتالله فاضل لنکراني، بزرگترين دستاورد حرکت امام خميني1 شناساندن مکتب تشيع به جهانيان شد. انقلاب اسلامي دستاورد ديگري در بين ملل اسلامي داشت و آن «بيداري اسلامي» و آغاز جنبشهاي اسلامي و خيزش دوباره مردم فلسطين بود. 2- پيوند سياست با ديانتپيوند «دين با سياست» و ارائه نظريه «ولايت فقيه» و عينيت يافتن اين نظريه در جامعه، نه تنها بيانگر پويايي و بهروز بودن مکتب تشيع گرديد، بلکه به عنوان يک رقيب جدي براي دو تفکر انسانمدار غرب و حکومتمدار شرق تبديل شد. از همين رو، انقلاب ايران به عنوان انقلابي مادر در کنار دو انقلاب مادر ديگر- انقلاب کبير فرانسه (1789) و انقلاب اکتبر روسيه (1917)- قرار گرفت، با اين تفاوت که انقلاب اسلامي خدا را فرياد ميزد و تفکر خدامحورانه وارد عرصه بين الملل شد. اين انقلاب با ويژگيهايي چون عدالتخواهي و استکبارستيزي دو انقلاب زرگ سوسياليستي و ليبراليستي را با چالش جدي روبهرو ساخت و به همين خاطر براي اولين بار هم بلوک غرب و هم بلوک شرق براي به زانو درآوردن يک انقلاب به تفاهم رسيدند و توطئههاي خود را آغاز کردند؛[493] چرا که هر انقلابي در دنيا شکل ميگرفت يا ريشه در تفکر مارکسيستي داشت و يا ليبراليستي، و اين اولين انقلابي بود که بدون تکيه بر ابرقدرتي، نه تنها پيروز شد بلکه انقلابها و خيزشهايي از دامان او زاده شد. امروز ايران منادي «توحيد» و «عدالت» يعني رسالت همه پيامبران الهي است که از زاويهاي با بشريت خسته از ايسمها و ايستهاي دستساز بشر سخن ميگويد که هم با «فطرت» انسان و هم با «طبيعت» انسان همخواني دارد. 3- ايران اسلامي؛ ابرقدرت نوينبه جرأت ميتوان گفت نفوذ سياسي و معنوي که انقلاب اسلامي ايران امروز در دل ملتها دارد و نيز نقشي که در تصميمگيريهاي بين المللي که ايفا ميکند، در طول تاريخ ايرانزمين بينظير است. امروز ايران اسلامي معادلهاي محوري در تحولات جهاني است و امروز در سراسر دنيا از آن به عنوان ظهور «نو ابرقدرتي» در جهان ياد ميشود. امروزه انقلاب اسلامي که به نقطه اميدي براي مسلمانان و حتي مظلومان و پابرهنگان سراسر عالم تبديل شده است[494] و با پشت سر نهادن گذرگاههاي سخت و دشواري که هر کدام از آنها ميتوانست انقلابي را از پاي درآورد، سربلندانه حضور خود را به عنوان يک نظام مقتدر منادي فرهنگي است که آن فرهنگ تنها نسخه نجات بشريت از بنبستهاي موجود جهان امروز به شمار ميرود؛ فرهنگي که ريشه در عاشوراي پيام و انتظار پويا دارد. به خاطر همين است که کارشناسان جهاني بر اين باورند که در سال 2020 م جهان دو سر پيدا خواهد کرد و نبرد اصلي ميان اين دو سر است، يکي اسلام با محوريت ايران و ديگري و ليبرال دمکراسي با محوريت آمريکا و چون موجوديت يکي از اين دو فرهنگ بستگي به نفي ديگري دارد، حرکت به سمتي ميرود که بايد سر يکي از اين دو قطع شود. کارشناسان تمام لشکرکشيهاي غرب به خاورميانه و اشغال عراق و افغانستان و فشارهاي بين المللي به ايران به بهانههاي واهي چون مسأله انرژي هستهاي را شکست ليبرالدمکراسي در برابر ايدئولوژي انقلاب اسلامي به تحليل ميگذارند تا شايد پيروز اين ميدان در آن سال ليبرالدمکراسي باشد. 4- شکوفايي علميرويشهاي علمي و نشستن بر کرسيهاي نخست جهاني در المپيادهاي علمي توسط جوانان، دستيابي به فناوري هستهاي، سلولهاي بنيادي و ثبت بسياري از اختراعات و ابتکارات به نام جوانان اين سرزمين در کنار پرتاب ماهواره و اختراعات نوين در صنايع نظامي و هوافضا براي کشوري که در آغاز جنگ تحميلي توان توليد حتي سيم خاردار را هم نداشت، يکي از دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي است. 5- تحول معنويبه جرأت ميتوان گفت تحول دروني و معنوي مردم ايران در انقلاب اسلامي بزرگترين دستاورد انقلاب بود، تحولي که امام راحل1 از آن، چنين ياد ميکند: «من کراراً اين مطلب را گفتهام که اين نهضت، يک تحولاتي را آورده است که اين تحولات روحي و انساني که در نظر من بسيار اهميتش بيشتر از اين پيروزي در مقابل شاه سابق و قدرتهاي بزرگ است، در ظرف يک مدت کوتاهي ملت ما متحول شد. به حسب نام از يک حال به حال مقابل او. اين تحول را نميشد هيچ اسمي رويش گذاشت غير از اين که اين تحول، تحولي بود که با دست خدا انجام گرفت يعني هيچ بشري قدرت اين معنا را ندارد.»[495] امام راحل1 تحول معنوي و دروني جوانان در دل آن همه مظاهر فساد و فحشا را جزء الطاف خداوند ميداند و ميفرمايد:«اين تحولي که در جوانهاي ما پيدا شد، اين دست خدا بود. بشر نميتواند در ارواح مردم اين طور مؤثر باشد.»[496] بخش سوم: ايران اسلامي و تمدن بشريامروز ايران اسلامي ديگر يک ايران منطقهاي نيست، ايراني است که به برکت انقلاب در اقصي نقاط جهان نقشآفريني ميکند و داراي مؤلفههاي تبديل به يک تمدن بزرگ است، مؤلفههايي چون: 1- دارا بودن سرمايه اجتماعي به عنوان «جوان» که ميتوان با نيروي آن هر مانعي را در عرصههاي گوناگون برداشت. 2- داراي بودن قدرت توليد علم در بين جوانان که ميتوان با آن قلههاي بلند علم و دانش را فتح کرد. 3- دارا بودن پيشينهاي بس کهن تمدني که به جوان امروز انگيزه روحي و نشاط در دفاع از ميراث ماندگار خود ميدهد. 4- و از همه مهمتر، دارا بودن مکتبي پويا و پاسخگو است که نيازهاي مادي و معنوي جهانيان را تأمين ميکند. امروز ايران اسلامي با همه فشارهاي سخت نظامي و اقتصادي بر بلنداي قله عزت ايستاده است و فريادگر پيام قرآن و عترت است و پايههاي تمدني را بنيان نهاده است که پذيراي قدوم نوراني امام زمان4 است. بيشک قدرت ايران اسلامي همان فرهنگ ناب برخاسته از قرآن و عترت است که بايد نسل جوان امروز اين وديعه الهي را به نسل آينده منتقل کنند. قدرتي که مارگارت تاچر نخست وزير وقت انگلستان از آن چنين ياد کرد:«ما غربيها در دهه 1980 از وسايل نظامي و ابزار جنگي شوروي و اقمارش واهمه نداريم، زيرا اگر بلوک شرق و اعضاي پيمان ورشو مجهز به سلاحهاي نظامي بوده و به ادوات مخرب و ويرانگر مسلح ميباشند، ما نيز به سلاحهاي مدرن و پيشرفته مسلح و مجهزيم، ليکن از حضور فرهنگ اسلامي انقلاب ايران ميترسيم.»[497] [489] - تاج الملوک همسر رضاخان و مادر محمدرضا پهلوي در خاطرات خود ميگويد:«يک روز محمدرضا که خيلي ناراحت بود به من گفت: مادرجان! مرده شور اين سلطنت را ببرد که من شاه و فرمانده کل قوا هستم و بدون اطلاع من هواپيماهاي ما را بردهاند ويتنام.آن موقع جنگ ويتنام بود و آمريکاييها که از قديم در ايران نظامي داشتند، هر وقت احتياج پيدا ميکردند از پايگاههاي ايران و امکانات ايران با صلاحديد خود استفاده ميکردند.» (خاطرات ملکه پهلوي، ص 387) [490] - «حق توحش» به اضافه مبلغي گفته ميشد که دولت آمريکا بر حقوق نيروهايي پرداخت ميکرد که در مناطقي به فعاليت ميپرداختند که از نظر آنان، مردم آن سرزمين وحشي و فاقد تمدن و اخلاق بودند!!! [491] - سال 1384 يکي از رقاصههاي آلماني اعتراف کرد که «شاه، من و چند رقاصه ديگر را [سال 1350] به کاخ خود در تهران دعوت کرد و ما به تهران رفتيم و پس از گذراندن يک شب با وي، يک کيسه پر از جواهرات به ما داد!» (روزنامه جمهوري اسلامي، 15/1/1384) حسين فردوست در کتاب خاطرات خود به سفر به آمريکا و آوردن يک هنرپيشه زن هاليوود با هواپيماي اختصاصي براي شاه اشاره ميکند. [492] - با آغاز جنگ تحميلي ثابت شد وسايلي که در اختيار ارتش ايران قرار دارد تنها به درد سرکوب نهضتها ميخورد. ارتش ايران در زمان شاه انقلاب ظفار را که بر ضد دولت عمان شکل گرفت، سرکوب کرد. [493]- براي اولين بار انقلابي شاهد انواع و اقسام کودتاي چپگرا (حزب توده و ناخدا افضلي) و کودتاهاي راستگرا (کودتاي نوژه و سلطنتطلبي) بود. انقلاب اسلامي مخالفيني داشت که هيچ انقلاب ديگري روبهروي خود نداشت؛ مخالفين اخلاقي و صاحبان مراکز فساد و فحشا، مافياي مواد مخدر، مافياي تجارت انسان، گروههاي تندرو (سازمانهاي منافقين)، مخالفين درون حوزوي (خلق مسلمان)، وابستگي رئيس جمهور بنيصدر و ... . [494] - نلسون ماندلا رهبر کنگره ملي آفريقا پس از رهايي از آپارتايد:«انقلاب اسلامي ايران تحت رهبري امام خميني اميدهاي فراواني را براي قيام مردم آفريقاي جنوبي در مبارزه با بيعدالتي به همراه داشته است و بدون ترديد، تاريخ هرگز نقش ايران اسلامي را فراموش نخواهد کرد.» (جمهوري اسلامي، 14/5/1371). امروز ادبيات امام در برابر نظام سلطه در جهان به شعار همه پابرهنگان و مظلومان جهان تبديل شده است، امروز نه تنها مسلمانان جهان بلکه رؤساي جمهور جهان چون «رابرت موگابه» رئيس جمهور زيمبابوه و انقلابيون آمريکاي لاتين و حتي کشيشهايي که به مخالفت عليه نظام سرمايهداري برخاستهاند، از آمريکا به «شيطان بزرگ» ياد ميکنند. [495] - در جستوجوي راه از کلام امام، دفتر دهم، ص 381. [496] - صحيفه امام، ج 9، ص 31. [497] - انقلاب اسلامي ايران در چشم انداز ديگران، ص 117. |+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 21:59
شعری به مناسبت اربعین حسینی
سروده حبیب اللّه چایچیان ***
سروده ی صامت بروجردی ***
سروده ی محمدعلی مجاهدی |+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 21:56
به مناسبت رحلت حضرت رسول اکرم
سالروز رحلت حضرت محمد(ص) و شهادت امام حسن مجتبي (ع) تسلیت بادارسال کننده: admin on March 07,2008
سایت خبری ایران: رسول خدا (ص) :در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود:
" به گزارش سرویس دین و اندیشه سایت خبری ایران(www.IranNewsAgency.com)، فراق نزديك شده و بازگشت به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى گذارم و مى روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود." در حجه الوداع در هنگام رمى جمرات فرمود: "مناسك خود را از من فرا گيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد." روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين و نگرانند. پيامبر در حالى كه به فضل بن عباس و على بن ابيطالب (ع) تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس پروردگار، فرمود: "به من خبر داده اند شما از مرگ پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم پيوست و شما نيز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد." روزي ديگر پيامبر (ص) با کمک علي (ع) و جمعي از ياران خود به قبرستان بقيع رفت و براي مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علي (ع) کرد و فرمود: " کليد گنجهاي ابدي دنيا و زندگي ابدي در آن، در اختيار من گذارده شده و بين زندگي در دنيا و لقاي خداوند مخير شده ام، ولي من ملاقات با پروردگار و بهشت الهي را ترجيح داده ام." در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود: "اى مردم! آتش فتنه ها شعله ور گرديده و فتنه ها همچون پارههاى امواج تاريك شب روى آورده است. من در روز رستاخيز پيشاپيش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در مي آئيد. آگاه باشيد که من درباره ثقلين از شما مي پرسم، پس بنگريد چگونه پس از من درباره آن دو رفتار مي کنيد، زيرا که خداي لطيف و خبير مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمي شوند تا مرا ديدار کنند. آگاه باشيد که من آن دو را در ميان شما به جاي نهادم ( کتاب خدا و اهل بيتم ). بر ايشان پيشي نگيريد که از هم پاشيده و پراکنده خواهيد شد و درباره آنان کوتاهي نکنيد که به هلاکت مي رسيد." آنگاه پيامبر (ص) با زحمت به سوي خانه اش به راه افتاد. مردم با چشماني اشک آلود آخرين فرستاده الهي را بدرقه مي کردند. در آخرين روزها پيامبر به علي (ع) وصيت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علي (ع) که جانش با جان پيامبر آميخته بود، پاسخ داد: " اي رسول خدا ، مي ترسم طاقت اين کار را نداشته باشم. " پيامبر (ص) علي (ع) را به خود نزديک کرد . آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشير، زره و ساير وسايل جنگي خود را خواست و همه آنها را به علي سپرد. فرداي آن روز بيماري پيامبر (ص) شدت يافت اما او در همين حال نيز اطرافيان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش مي کرد. سپس به حاضران فرمود: " برادر و دوستم را بخواهيد به اينجا بيايد." ام سلمه، همسر پيامبر گفت: " علي را بگوييد بيايد. زيرا منظور پيامبر جز او کس ديگري نيست." هنگامي که علي (ع) آمد ، پيامبر به او اشاره کرد که نزديک شود. آنگاه علي (ع) را در آغوش گرفت و مدتي طولاني با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بيهوش شد. با مشاهده اين وضع، نواده هاي پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) به شدت گريستند و خود را روي بدن رسول خدا افکندند. علي (ع) خواست آن دو را از پيامبر (ص) جدا کند. پيامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: "علي جان آن دو را واگذار تا ببويم و آنها نيز مرا ببويند، آن دو از من بهره گيرند و من از آنها بهره گيرم." سرانجام پيامبر (ص) هنگامي که سرش بر دامان علي (ع) بود، جان به جان آفرين تسليم کرد. امام حسن مجتبي (ع) :امام حسن (ع) فرزند امير مؤمنان علي بن ابيطالب و مادرش مهتر زنان، فاطمه زهرا (س)، دختر پيامبر خدا (ص) است. امام حسن (ع) در شب نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدينه تولد يافت. وي نخستين پسري بود که خداوند متعال به خانواده علي و فاطمه عنايت کرد. پيامبر اکرم (ص) به حسن و برادرش حسين علاقه خاصي داشت و بارها مي فرمود که حسن و حسين فرزندان من هستند. امام حسن (ع) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصيت آن حضرت، به امامت رسيد و مقام خلافت ظاهري را نيز اشغال کرد و نزديک به شش ماه به اداره امور مسلمين پرداخت. در اين مدت، معاويه که دشمن سرسخت علي (ع) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهي عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت) جنگيده بود، به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع) بود لشکر کشيد و جنگ آغاز کرد.
از پيغمبر اکرم (ص) روايت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسين (ع) مي فرمود: اين دو فرزند من، امام هستند خواه برخيزند و خواه بنشينند ( کنايه از اين که در هر حال امام و پيشوايند ). از خدا طلب بهشت مي کرد و به او از آتش جهنم پناه مي برد. چون وضو مي ساخت و به نماز مي ايستاد، بدنش به لرزه مي افتاد و رنگش زرد مي شد. سه نوبت دارائيش را با خدا تقسيم کرد و دو نوبت از تمام مال خود براي خدا گذشت. در روايات است که امام حسن (ع) در زمان خودش عابد ترين و بي اعتنا ترين مردم به زيور دنيا بود. در سرشت و طينت امام حسن (ع) برترين نشانه هاي انسانيت وجود داشت. امام حسن (ع) در تمام مدت امامت خود که ده سال طول کشيد، در نهايت شدت و اختناق زندگي کرد و هيچگونه امنيتي نداشت، حتي در خانه نيز در آرامش نبود. سر انجام در سال پنجاهم هجري به تحريک معاويه بدست همسر خود (جعده ملعونه) مسموم، شهيد و در بقيع مدفون شد. روایات حضرت محمد(ص)سرکشی آفت شجاعت است. تفاخر آفت شرافت است. دروغ آفت سخن است. نشان منافق سه چیز است، سخن به دروغ گوید، از وعده تخلف کند و در امانت خیانت نماید. آیا میدانید سخن چینی چیست؟... سخن چینی آنست که سخنی را از کسانی پیش دیگران نقل کنند و میان آنها را بهم بزنند. دنیا را بر اهل دنیا واگذارید زیرا هرکس از دنیا بیش از صد کفایت برگیرد در هلاکت خویش میکوشد اما نمیداند. از خدا بترس و هیچ کار نیکی را حقیر نشمار. خوشا آنکه ترس خدا از ترس مردم مشغولش داشته است. از خدا بترسید و میان فرزندان خود بعدالت رفتار کنید همانطور که میخواهید با شما به نیکی رفتار کنند. از همه مردم پرهیزگارتر آن کسی است که حق را بر نفع و ضرر خویش بگوید. فرمایشات امام خمینی در ارتباط با حضرت محمد(ص)صلوات و سلام خداوند بر رسول خدا پیامبر عظیمالشأن که یک تنه قیام فرمود در مقابل بتپرستان و مستکبرین و پرچم توحید را به نفع مستضعفین به اهتزاز درآورد و از قلت عُده و عدد نهراسید و با عده قلیل بدون ساز و برگ جنگی و با نیروی ایمان و قدرت تصمیم بر سرکشان و ستمکاران تاخت و ندای توحید را در کمتر از نیم قرن بر بزرگترین معموره جهان به گوش جهانیان رسانید. پیغمبر اکرم(ص) با عدد کم لکن با تأیید الهی مقاصد خودش را پیش برد و دنیا را تحت تأثیر خودش قرار داد. اسلام آنقدر عزیز است، آنقدر بزرگ است که پیغمبر اسلام و اهل بیت آن بزرگوار، هستی خودشان را، همه چیز خودشان را در راه اسلام فدا کردند. پیغمبر بزرگ اسلام(ص) با آن زحمات و رنجهای طاقت فرسا در راه هدف، از جهاد ستمکاران تا آخر عمر دست نکشید. رسول اللّه پایه سیاست را در دیانت گذاشته است. پیامهایی در ارتباط با رسول اکرم(ص)رحلت جانگدازای رسول حق از رحلت تو چه بگوییم و چه بنویسیم که براستی وصف این غم بزرگ، این رحلت جانگداز و وصف این مصیبت کبری و داهیه عظمی در توان کدامین قلم و کدامین بیان است؟ لحظات سنگین و اندوهناکآسمان بر بام خانه پیامبر منتظر است، انگار که کواکب از حرکت باز ایستادهاند و زمین دیگر نمیچرخد، در این لحظات سنگین و اندوهناک گویی این محمد نیست که از دار دنیا میرود بلکه کل انبیا و پیامبران هستند که از این جهان میروند. غم اواینک او امتش را تنها میگذارد و از این سرای فانی به سرای باقی میشتابد، او از رفتن غم ندارد، اندوه از رحلت و ترک این جهان خاکی ندارد. اگر غمی و اندوهی بر سینهاش سنگینی میکند ناراحتی و بیتابی از برای امت نوپایی است که یک مکتب الهی را پذیرفته است و به همین خاطر در مقابل دشمنان داخلی و خارجی زیادی قرار گرفته است. غمش غم امتی است که باید حرکتش را به سوی اللّه یک لحظه متوقّف نسازد. چه رنجها که برای این حرکت متحمل نگشت و چه حرفها که از دوست و دشمن نشنید، اگر در دل همیشه به یاد و فکر امت بود بخاطر عشقی بود که به خدای امّت داشت. پدر مهرباناینک «پدری مهربان» از دنیا میرود، پدری بیمانند جهان را ترک میگوید و آنگاه که بیتابی و بیقراری دخترش را نظاره میکند خطاب به او چنین میفرماید: «فاطمه عزیزم، غصه به خود راه مده که تو اوّلین کسی هستی که به دیدار من میشتابی. پیامبر، پیشاهنگ انقلابی انسانیپیامبر گرامی اسلام(ص) پیشاهنگ انقلابی انسانی بود تا بندگان حتی زبونان و مترودان از رحمت الهی، بار دیگر بتوانند به مقام قرب و اتصال با ملکوت دست یابند. اخلاق حسنهحضرت محمد(ص) با اخلاق حسنه و خوی الهی گونه خویش، قوم وحشی و عصیانگر آن زمان را از آتش جهالت و هلاکت رهانید و به آنها عزّت و کرامت انسانی را آموخت. ساده زیستییکی از وجوه مهم شخصیتی پیامبر اکرم(ص) ساده زیستی آن حضرت است. پیامبر(ص) با زندگی ساده و بی تکلّف خود، الگویی تمام برای همه رهروان هستند که میکوشند از گذرگاه دنیا سبکبال به سوی آخرت گام بردارند. منادی آزادیاسلام دین آزادی و آزادی خواهی است. آزادی انسانها از قیود بندهای بندگی و بردگی شیطان و دیگر انسانها و رسول راستین اسلام، بزرگترین منادی آزادی و آزادی خواهی برای رهایی و رستگاری بشر بود. پیامبر رحمتحضرت محمد(ص) پیامبر رحمت و رأفت است. ایشان با عطوفت و بلند نظری، احکام و مبانی شریعت نبوی را به شیوههای پسندیده و در عین حال، متین و محکم بیان نمودند و در ترویج و نشر معارف حقه دین و هدایت آن به بهترین نحو ممکن اقدام کردند. سرچشمه خوبیهاسرچشمه خوبیها و حقانیتها، عدالت است و عدالت در ذات و جوهره نبی اکرم اسلام میدرخشد. ایشان نه تنها خود در نگرشهای اجتماعی و امور حکومتی، قسط و عدل را عملاً پیاده کردند بلکه جانشین عدالتگستری را همچون علی(ع) در دامن خویش پروراندند. حکمت پرچمدار آیین شریعتتمدن اسلامی از یکسو با قدمت غرورانگیز خود و از سوی دیگر با جامعیتی که دارد همچنان به عنوان یکی از درخشانترین تمدنهای انسانی مطرح و پاسخگوی نیازهای بشریت است و این میسور نبوده است مگر با ایمان مستحکم و حکمت و تفکّر بلند پرچمدار آیین شریعت، یعنی حضرت محمد(ص). محمد امینامانتداری از معدود خصایص است که بیشترین بار مسئولیت را بر عهده آدمی مینهد. به عبارتی دیگر، امانتداری، مسئولیتی سنگین است که به خودسازی و ارادهای قوی نیازمند است و حضرت رسول صلوات الله علیه و آله موصوف به این صفت بزرگ بوده و همواره در میان مردم روزگار خود به محمد امین اشتهار داشتهاند. چراغ همیشه روشن رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) اگر چه صدمات جبران ناپذیری را بر پیکره جامعه تحمیل کرد اما چراغی را که ایشان برافروختند هیچگاه به خاموشی نگرایید و هرگز راهی را که در پیش گرفته بودند از میان نرفت. براستی پیامبر چراغ همیشه روشن تاریخند. |+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 21:55
کربلا
وضع جغرافیایی استان کربلا
آرامگاه های امام زادگان ، علما و بزرگان در کربلا
دیگر اماکن متبرکه در کربلا و حومه ی آن می پردازیم:
3- مقام حضرت امام صادق علیه السلام
4- مقام حضرت صاحب الزمان امام مهدی علیه السلام
6- محل "کف العباس علیه السلام" مقدمه
سرزمین مقدس کربلا از اولین روز خلقت زمین و آسمان ، به تمامی پیامبران و فرستادگان الهی شناسانده شده است ؛ و هر یک از آنان که بر آن پا گذاشته اند ، گریه و زاری و عزاداری بر مصیبت های امام حسین (علیه السلام) کرده اند. ولذا از دوران قبل نیز این مکانف از احترام ویژه ای برخوردار بوده است . پس از شهادت آن بزرگوار ، فرزندان و دیگر افراد خانواده و دوستداران و ارادتمندان ایشان همواره سعی بر عمران و آبادانی هر چه بیشتر و باشکوه تر آرامگاه و اطراف آن را داشته اند؛ در حالی که در مقابل دشمنان و بدخواهان ، در خرابی و ویرانی این مکان مقدس از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. اما به هر حال ، به کوری چشم تمامی آن کینه توزان ، روز به روز بر جمع دوستان و زائران این بارگاه مقدس افزوده می شود .
وضع جغرافیایی استان کربلا
امروزه استان کربلا ، بین خط نصف النهار 43 درجه و 55 دقیقه در شرق گرینویچ و خط عرضی 34 درجه و 45 دقیقه شمال خط استوا قرار دارد. این استان ، از طرف شمال به استان های : " حله " و " رمادی " ، از غرب به " رمادی " ، از جنوب به " دیوانیه " ، و از شرق به استان "حله " محدود است . مرکز استان شهر مقدس کربلا می باشد. آب و هوای آن در تابستان گرم و در زمستان ، بارندگی نسبتا ً خوبی دارد. مساحت استان کربلا در حدود 513 کیلو متر مربع است ، و در جنوب غربی رودخانه ی فرات در فاصله ی 104 کیلومتری بغداد قرار دارد ، یک خط راه آهن ، کربلا را به بغداد متصل می کند. فاصله ی کربلا تا آرامگاه حر بن یزید ریاحی رحمه الله ، 7 کیلومتر ، تا نجف اشرف 78 کیلومتر، و تا حله 45 کیلومتر است . در حال حاضر یک شاخه از رود فرات به نام " نهر حسینیه " آب شهر مقدس کربلا را تأمین و زمین های کشاورزی را سیراب می سازد. بر اساس شرائط و دگرگونیهای تازه در این منطقه بافت قدیمی آن تغییراتی کرده و با افزایش سکونت در این شهر مقدس شکل آن و نمای کلی آن نیز با تغییراتی همراه بوده ، ولیکن به طور کلی می توان مشخصات شهر را اینگونه توصیف کرد.
خیابان های مهم کربلا 1- خیابان حضرت علی اکبر علیه السلام که دو بارگاه ملکوتی حضرت ابا عبد الله الحسین و حضرت ابو الفضل (علیهما السلام) را به یکدیگر متصل می کند.( بلوار بین الحرمین ) 2- خیابان امام علی علیه السلام که از دروازه ی بغداد تا شهرک کربلا به نام "مدینه الحسین" امتداد دارد. 3- خیابان " ابو الفهد" ، از رو به روی درب قبله ی بارگاه حضرت عباس علیه السلام شروع و به قبرستان " وادی السلام " منتهی می شود. 5-خیابان "خیمه گاه "، از در وازه ی نجف ( یا دروازه ی حله ) شروع و پس از گذشتن از مقابل خیمه گاه حسینی به آرامگاه حر بن یزید ریاحی خاتمه می یابد.
مردم کربلا و زبان آنان
بیشتر شهروندان کربلا ایرانی الاصل هستند، و گروهی نیز پاکستانی ، هندی و یا افغانی های شیعه هستند که سالیانی دراز و چندین نسل در این شهر مقدس سکونت داشته اند. عرب های عراقی الاصل ، بسیار اندک اند و از نسل ترک های عثمانی نیز بوده که پس از به وجود آمدن دولت عراق به تابعیت آن در آمده اند. ساکنین کربلا افرادی دارای سرمایه ، کسب ، تجارت و یا املاک و مستغلات و باغ ها هستند. گروهی هم به کشاورزی و کارهای خدماتی مشغول اند، بسیاری از فرزندان و نوادگان ایرانی با گذشت زمان و تولد در کربلا ، تغییر تابعیت داده و با گرفتن شناسنامه ی جدید، اینک عراقی به شمار می آیند. به علت سکونت و رفت وآمد فارسی زبان ها ، تقریباً در تمام اطراف شهر به فارسی مخلوط با عربی صحبت می شود.
گسترش و توسعه ی کربلا
در سال 1955 میلادی با اقدام استان دار وقت ، در دو کیلومتری جنوب کربلا ، شهرک جدیدی به نام " مدینه الحسین علیه السلام" پایه ریزی شد. به دنبال آن و با ایجاد شرائط ، شهرک های جدیدی در اطراف شهر ساخته شد که مهم ترین آن ها : حی العلقمی ، حی الحر ، حی العلماء ، حی المعلمین ، حی الموظفین و حی السعدیه می باشد. آب آشامیدنی و برق شهر هم با دگرگونی های بسیار مواجه بوده و مدتی به وسیله ی سازمان ها و ادارات دولتی تأمین و اداره می شود. در گذشته ، شهر کربلا دارای سه محله ( منطقه ) بود ، که پس از کودتا و روی کار آمدن رژیم بعثی و افزایش جمعیت شهر ، اینک دارای دوازده محله شده است که عبارتند از : 1- محله ی باب الطاق . 2- محله ی باب السلامه . 3-محله ی باب بغداد. 4-محله ی باب النجف . 5- محله ی عباسیه ( که خود به دو محله ی عباسیه ی شرقیه و عباسیه ی غربیه تقسیم شده است ) . 6- محله ی مخیم . 7- محلهی سعدیه . 8- حی الحسین علیه السلام . 9- حی المعلمین . 10- حی الموظفین . 11- حی العلماء. 12- حی الحر .
مسجدهای کربلا
در حدود دویست مسجد در این شهر مقدس بدست بزرگان و علما و ارادتمندان اهل بیت (علیهم السلام) بنا شده است؛ اما متأسفانه به علت های گوناگون ، از جمله توسعه ی حرم حسینی و تغییرات در بافت شهر ، همچنین بی توجهی و عدم رسیدگی ، بسیاری از آنها منهدم شده و از بین رفته اند. ما در اینجا تنها به ذکر چند نمونه از این اماکن بسنده می کنیم : 1- مسجد عمران بن شاهین : که در قرن هفتم هجری بنا شد ودر طرح توسعه ی حرم مطهر ، جزئی از حرم شد واینک اثری از آن باقی نمانده است . 2- مسجد سردار حسن خان : این مسجد ، اضافه بر قدمت تاریخی ، از نظر مهندسی و معماری نیز بسیار زیبا بوده و هم اکنون بخشی از حایر حسینی است و از آن اثری وجود ندارد. 3- مسجد ناصری : این مسجد در سال 1276 ه.ق. به دستور ناصر الدین شاه قاجار بنا شد، و اکنون در فلکه ی حسینی واقع شده و از بین رفته است . 4- مسجد آقا باقر بهبهانی : که در قرن دوازدهم هجری بنا شد، و یک بار نیز نوسازی شده است . 5- مسجد صاحب حدائق : که به همت شیخ یوسف بحرینی رحمه الله ، معروف به : "صاحب حدائق " بنا شده است، و چندین بار تعمیر و بازسازی شده است . 6- مسجد شیخ خلف : که از جمله قدیمی ترین مسجدهای کربلا است ، در محله ی " باب السلامه " واقع شده است و به صورت زیبایی بازسازی شده است . 7- مسجد شهرستانی : که در سال 1189 ه.ق. به دست آیت الله العظمی میرزا مهدی شهرستانی رحمه الله بنا شد و به علت وسعت قابل توجه آن ، به " مسجد الکبیر " معروف بود ؛ اما در سال 1356 ه.ق. ، بخش اعظم آن ضمیمه ی فلکه ی حسینی شد و باقی آن که در مقابل " باب الشهداء" است ، تجدید بنا شد. 8- مسجد حاج میرزا علی نقی : که به کوشش حجت الاسلام سید علی طباطبایی رحمه الله صاحب "ریاض" در سال 1220 ه.ق. بنا شد و بعد از ایشان ، نوه ی ایشان مرحوم حاج میرزا علی نقی طباطبایی ، ساختمان آن را به انجام رسانید ولذا به نام او خوانده می شود . این مسجد در اثر گذشت زمان و عدم رسیدگی رو به ویرانی می رفت که گروهی از مؤمنین و بازرگانان آن را تجدید بنا کردند.
کشاورزی در کربلا
رونق و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کربلا بر دو پایه ی کشاورزی و سفر زائران به این شهر مقدس است ، لذا رکود و یا تغییر هر یک از این دو باعث رکود اقتصادی منطقه می شود. در بخش کشاورزی ، محصول آن: خرما ، مرکبات ، انواع صیفی جات ، میوه ها و سبزی های گوناگون است ، که گاهی مازاد بر مصرف محلی به شهر های دیگر عراق صادر می شود. نکته ی جالب این که : زمین های غربی رود حسینیه و شمال رود رشدیه که تا شهر مسیب ادامه دارد ، به علت شوره زار بودن ، محصول بسیار اندکی به دست می آید. به همین جهت ، بیشتر زمین های این محدوده را نخلستان ها تشکیل می دهد. در حالی که زمین های مقابل آن ، یعنی واقع در شرق رود حسینیه و جنوب رود رشدیه با مساحتی سه برابر آن ، بسیار حاصلخیز است.
آرامگاه های امام زادگان ، علما و بزرگان در کربلا
1- مرحوم شریف حسین ، ملقب به ابو احمد، فرزند موسی بن محمد بن موسی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر علیهما السلام ، پدر بزرگوار شریف رضی و مرتضی ، که در سن نوزده سالگی دار دنیا را وداع گفت و در قسمت پشت سر حرم مطهر حسینی دفن شد. 2- محمد الحسین ، ملقب به سید رضی ، برادر سید مرتضی ، که در ششم محرم سال 406 هجری قمری در بغداد فوت کرد. 3- سید ابو القاسم بن محمد بن علی بن الحسین، معروف به "ابو الثمانین" و ملقب به سید مرتضی ، برادر سید رضی ، که در پنجم ربیع الاول سال 436 هجری قمری از دنیا رفت . 4- سید علی ، فرزند سید محمد علی طباطبایی ، صاحب "ریاض" که در سال 1215 هجری قمری در گذشت و در قسمت پایین پای شهدای عظیم الشأن کربلا به خاک سپرده شد. 5- مرحوم جمال الدین احمد ، فرزند محمد بن فهد حلی ، مؤلف کتاب هایی از جمله : "عده الداعی" ،"شرح ألفیه ی شهید" و " الارشاد"، که در سال 741 هجری قمری در گذشت . مقبرهی او در خیابانی به نام" ابن فهد" واقع شده دارای گنبد و بارگاه نیز هست . از دیگر علما می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- شیخ ابراهیم ، فرزند علی بن حسین عاملی کفعمی ، مؤلف کتاب هایی چون :"البلد الامین" و "المصباح" . 2- آیت الله عبدالله تستری . 3-آیت الله یوسف بن احمد بحرینی ، مؤلف کتاب "الحدائق". 4-آیت الله آخوند ملا محمد حسین یزدی ، مؤلف کتاب "مهیج الاحزان". 5- آیت الله شیخ زین العابدین مازندرانی حایری . 7- آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی . علاوه بر موارد فوق الذکر، از دولتمردان خاندان آل بویه ، مانند رکن الدوله و معز الدوله نیز در صحن حسینی علیه السلام دفن بوده اند که در طرح گسترش حرم مطهر به صحن بزرگ تبدیل شد. همینطور از خاندان قاجار می توان مدفون در حرم می توان به مظفر الدین شاه و محمد علی شاه اشاره کرد. مقبره ی میرزا تقی خان امیر کبیر نیز در حجره ای در رواق شرقی حرم مطهر امام حسین علیه السلام قرار دارد.
دیگر اماکن متبرکه در کربلا و حومه ی آن می پردازیم: 1- تل زینبیه با بیرون آمدن از صحن مطهر، از سمت جنوب غربی ( درب زینبیه) و پس از گذشتن از میدان و بالا رفتن از چندین پله به ساختمان تل زینبیه می رسیم. درباره ی این جایگاه ، در کتاب "تاریخ وجغرافیای کربلای معلی " آمده: " حضرت زینب سلام الله علیها، در روز عاشورا ، برای آگاهی بیشتر از اوضاع میدان و دیدن صحنه ی جنگ ، بارها از خیمه ها هراسان و نگران و شیوه کنان به این تپه که مرتفع و مشرف بر میدان جنگ بوده ، تشریف می آوردند، و بسیار ناله و شیون سر می دادند. چه سخت و طاقت فرساست دیدن صحنه هایی که در آن فرزند امیرالمؤمنین ، حیدر کرار، قهرمان بدر و احد و حنین و برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و جگرگوشه ی زهرای اطهر سلام الله علیها متحمل این مصائب می شوند، و اگر نبود، دست ولایتی که حضرت سید الشهدا علیه السلام بر سر و سینه ی ایشان کشیدند، چگونه تحمل این صحنه ها را تاب می آوردند؟
2- خیمه گاه حسینی در همین قسمت (جنوب غربی بارگاه مقدس حضرت امام حسین علیه السلام ) پس از گذشتن از خیابانی چند صد متری ، به محل معروف به خیمه گاه می رسیم که اخیرا تغییراتی کرده. اینجا از ماتم سراهایی است که دل شیفتگان و دوستداران حضرت امام حسین علیه السلام و یاران به همتایشان را سخت آزرده و به درد می آورد. به محض یادآوری آن روز جانسوز ، ذره ای از وضع و حال و مصیبت های حضرت امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب کبری سلام الله علیها و دیگر زنان ، کودکان یتیم، داغدیده ، مصیبت زده ، پریشان وبی پناه و کتک خورده ی کاروان حسینی ، به ویژه در عصر عاشورا و به هنگام آتش زدن خیمه ها به دست دشمنان کافر؛ بی اختیار سیلاب اشک از دیدگان حاضران و زائران جاری می شود و ناله و فغان آنها از اعماق وجودشان بر می خیزد.
3 - مقام حضرت امام صادق علیه السلام این محل در کنار رودخانه ی "حسینیه " قرار دارد. (اشاره شد که این نهر، انشعابی از رودخانه ی فرات است که کربلا را آبیاری می کند) و معروف است که این محل ، جایگاهی است که آن امام بزرگوار هنگام ورود به کربلا ، نخست در این محل با آب فرات غسل نموده ، سپس به زیارت قبر مطهر جد بزرگوارشان و دیگر شهدای کربلا می شده اند.
4- مقام حضرت صاحب الزمان امام مهدی علیه السلام این مقام نیز در کنار رود حسینیه قرار دارد و بسیار مورد توجه و احترام - به ویژه مردم کربلا- است . و نذر و نیازهای فراوانی به آنجا می برند.
5- موقف شیر فضه درباره ی این جایگاه ، نویسنده ی کتاب "تاریخ جغرافیایی کربلای معلی" این گونه آورده است که : این جایگاه در خیابان بین الحرمین –در بازار مسگرها – واقع است ؛ بر آن نوشته شده کوچه ی شیر فضه . خلاصه ی داستان این بوده که فضه ، کنیز مخصوص حضرت زهرا سلام الله علیها هنگام عاشورا در کربلا بوده و هنگامی که عمر سعد لعین دستورداد ، ده نفر با اسب های خود بر بدن مطهر شهدا بتازند، ایشان (فضه خاتون ) شیر ی را که در این محل بود ، خبر کرد و با آمدنش ، دشمن بر این جنایت خود، اقدام نکرد. اکثر صاحبان مقاتل معتبر ، این قضیه را نقل کرده اند. تاریخ جغرافیایی کربلای معلی ص 179
6- محل "کف العباس علیه السلام" در قسمت شمال شرقی و جنوب شرقی صحن مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ، دو جایگاه و محل است که بر دیوار آن دو جایگاه عکس یک دست قطع شده ی خون آلود ، از کاشی نصب شده است . گفته می شود : مکان هایی است که دست های مبارک آن حضرت از تن جدا شده و گویند که : نهر علقمه از همین محل می گذشته است ، از این رو ، این مکان بسیار مورد احترام و تکریم قرار می گیرد.
حرم مطهر امام حسین (ع) - باب (درب) القبله
نمایی دیگر از حرم مطهر آقا ابا عبدالله الحسین (ع)
خودروی جالب مورد استفاده در خیابان های اطراف حرم برای جابجایی زایران با اجرای طرح امنیتی پیرامون حرمین مطهر، خودروهای شخصی اجازه ورود به خیابانهای قرار گرفته در محدوده امنیتی را ندارند و استفاده از این نوع خودرو که به صورت رایگان صورت می پذیرد نقش موثری در جابجایی زایران پا به سن گذاشته دارد.
ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه نمادی از کشتی نجات در میدانی در مقابل حرم مطهر
بین الحرمین محدوده بین حرم مطهر امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) که به این نام معروف است
حرم مطهر حضرت قمر بنی هاشم (ع)
گلدسته های حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس(ع) در حال بازسازی هستند.
حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس (ع) از نمایی دیگر
کف العباس محلی که دست راست حضرت عباس (ع) در حماسه ماندگار عاشورا قطع شد خیابان حضرت عباس (ع) - کربلا تل زینبیه
رود فرات
مقام امام زمان (عج الله) در جوار نهر علقمه در کربلا
نهر علقمه - کربلا اینجا همانجایی است که حضرت ابوالفضل (ع) صبح روز عاشورا برای آوردن آب با عبور از خطوط متعدد سپاه دشمن، خود را به این محل رساند و به هنگام بازگشت در حماسهای که در همیشه تاریخ ماندگار خواهد ماند به شهادت رسید. این نهر شعبهای فرعی از رود معروف فرات است.
مسجد سهله - نجف
مسجد کوفه - نجف
قبرستان معروف وادی السلام در نجف دریاچه نجف جف یعنی خشک شده و نون اول نجف یعنی نیزار. روزگاری اینجا دریا بوده و براساس برخی مستندات تاریخی بقایای کشتی نوح در همین جا پیدا شده است. |+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 22:55
نجف اشرف
نجف اشرف ...جايگاههاى زيارتى...حرم مطهر امير المؤمنين على عليه السلامنجف اشرفاين شهر كه در 160 كيلومترى جنوب غربى بغداد و در كناره دشتبى آب و علف صحراى شام (بادية الشام) واقع است،داراى آب و هواى بسيار گرم و زمينى خشك و كم آب مىباشد.در منابع شيعه،روايات فراوانى درباره فضيلت و قداستسر زمين نجف آمده است،به همين جهت هر مؤمنى آرزوى زيارت اين سرزمين و زندگى و دفن شدن در آن را دارد،زيرا بنا به گفته روايات،هر كس در اين سرزمين مدفون شود،از عذاب قبر در امان است.امروزه اين شهر مركز يكى از استانهاى عراق و از شهرهاى مهم اين كشور بشمار مىرود. جايگاههاى زيارتى اين شهر عبارتند از:1-حرم مطهر امير المؤمنين على عليه السلامآستان مقدس حضرت على عليه السلام در مركز شهر قرار دارد كه از يك گنبد طلايى عظيم و يك گنبد خانه و رواقهاى متعدد و يك صحن،با برخى ضمائم تشكيل شده است.نخستين ساختمان حرم مطهر در دوران هارون الرشيد عباسى بنا گرديد و پس از آن همواره در حال تجديد و عمران و توسعه بوده است.ساختمان امروزى از آثار صفويه است.گنبد عظيم و ايوانروحبخش آن،به دستور نادرشاه افشار با خشتهاى طلايى تزيين شده.آيينه كارى حرم به وسيله هنرمندانى از اصفهان در سالهاى دهه چهل شمسى انجام گرفت.قبر مطهر حضرت، درون صندوقى از خاتم و ضريحى نقرهاى قرار دارد،صندوق خاتم از ساختههاى دوران شاه اسماعيل صفوى است و از نفايس روزگار بشمار مىرود.ضريح مطهر توسط هنرمندان هندى و چينى درسال 1345 ه.ق.در هند به همت رهبر شيعيان اسماعيلى ساخته و تقديم حرم مطهر گرديده است.گرداگرد مرقد منور را از چهار سو رواق در بر گرفته است كه همگى به زيباترين شكل توسط هنرمندان ايران تزيين يافته است.حرم مطهر داراى صحن بسيار بزرگ و دلگشايى است كه اطراف مرقد مطهر را در بر گرفته است.اين صحن از ساختههاى دوران صفوى است كه نماى آن با كاشيهاىخشتى زيبايى تزيين يافته و داراى دو ويژگى منحصر بفرد است: نخست آن كه:در تمام فصول سال،هنگام ظهر شرعى،سايه از سمتشرق از ميان مىرود. دوم آن كه:همواره نخستين اشعه آفتاب هنگام بامداد از ميان بازار بزرگ شهر گذشته و پس از عبور از دروازه صحن به ضريح مقدس مىتابد. در گرداگرد صحن مطهر اتاقهايى قرار دارد كه همگى آرامگاه بزرگان است.صحن داراى چهار دروازه اصلى است كه بزرگترين آنها در سمتشرق واقع شده و به«باب الذهب»شهرت دارد. دومين دروازه در سمتشمال قرار گرفته و به«باب الطوسى»معروف است. سومين دروازه در جنوب استبه نام«باب قبله»و چهارمين آن در سمت غرب واقع شده و به«باب سلطانى»مشهور است. حرم مطهر،داراى برخى بيوتات ضميمه است كه عبارتند از:الف-مسجد عمران بن شاهين،كه در دالان منتهى به باب الطوسى قرار گرفته است.اين مسجد كهن،از بناهاى عمران بن شاهين،حاكم جنوب عراق در نيمه قرن چهارم هجرى است. ب-مسجد خضراء،در زاويه شمال شرقى صحن است كه داراى تاريخ كهن مىباشد.اين مسجد در سال 1385 ه.به طرز زيبايى بازسازى گرديده و دهها سال يكى از مراكز اصلى تدريس در حوزه علميه نجف بشمار مىرفت. ج-تكيه بكتاشيها،اين تكيه در دوره حاكميت عثمانيان بر عراق ساخته شده و محل تجمع و برگزارى مراسم صوفيان بكتاشى ترك بوده است.ساختمان اين تكيه كه امروزه به انبار آستانه تبديل شده در شمال غرب صحن واقع است. د-مسجد بالاسر،در دالان سمت غربى صحن قرار گرفته و در محراب آن قطعاتى از كاشيهاى خشتى متعلق به قرن ششم هجرى به چشم مىخورد. 2-قبرستان وادى السلاماين قبرستان يكى از مقدسترين گورستانهاى مسلمانان و شيعيان است و در روايات آمده:«هر مؤمنى در شرق يا غرب جهان ديده از جهان بر گيرد به روح او ندا مىرسد كه به وادى السلام ملحق شو»و بدين منظور فرشتهاى استبه نام«ملك نقاله»كه ارواح مؤمنان را از سرتاسر جهان به اين گورستان مىآورد. 3-مقام حضرت حجت (عج) اين مقام گورستان وادى السلام قرار دارد و جايگاه مقدسى است كه به آن حضرت نسبت داده مىشود.از اين رو مردم به زيارت و نمازگزاردن در آن مىپردازند. 4-آرامگاه حضرت هود و حضرت صالح عليهما السلاماين آرامگاه در بخش آغازين گورستان وادى السلام واقع شده است.بنابر روايات اين دو پيامبر در اينسرزمين مدفوناند. 5-مقام حضرت زين العابدين عليه السلامبنا به گفته روايات،جايگاهى است كه امام سجاد عليه السلام هنگام زيارت قبر جد خود،در آنجا به نماز ايستاده است،و اين مقام در مغرب شهر نجف واقع است. 6-صافى صفامسجدى است كه گفته مىشود امير مؤمنان عليه السلام در آنجا نماز گزارده و در گوشهاى از آن مدفن يكى از ياران حضرت قرار دارد. 7-مسجد حنانهاين مسجد در محلهاى بدين نام،در ميانه بزرگراه نجف-كوفه قرار دارد،و جايى است كه بنا بر گفتهروايات،هنگامى كه سر امام حسين عليه السلام در آن قرار داده شده،به ناله پرداخته و يا تعظيم كرده است،از اين رو به حنانه مشهور است. 8-آرامگاه كميل بن زياد نخعىاين آرامگاه در ميان بزرگراه نجف-كوفه قرار گرفته وداراى صحن وسيع و گنبد بزرگى است.كميل از ياران با وفاى حضرت على عليه السلام بود و دعاى كميل كه حضرت آن را به وى آموخت،مشهور است. 9-آرامگاه شيخ طوسىاو كه يكى از مشاهير فقهاى امامية و مؤسس حوزه علميه نجف است، در سال 460 ه.وفات يافت و در خانه خود مدفون گرديد،اين مكان پس از مدتى تبديل به مسجدى گرديد كه طى ده قرن گذشته يكى از مراكز تدريس حوزه نجف شمرده مىشود. امروزه اين مسجد به نام«جامع الشيخ الطوسى»در شمال حرم مطهر و به فاصله كوتاهى از آن قرار دارد و نيز در گوشهاى از اين مسجد آرامگاه علامه آية الله سيد محمد مهدى بحر العلوم قرار گرفته كه از مشاهير علماى اماميه و متوفاى 1212 ه.است. 10-همانطور كه پيشتر گذشت،نجف آرامگاه جمع بسيارى از عالمان بزرگ است كه برخى از آنان عبارتند از: ×علامه حلى،در اتاقى كه در راهروى جنب گلدسته شمالى قرار دارد،مدفون است. گفتنى است كه قبر حاج آقا مصطفى خمينى رحمة الله در همين مقبره قرار دارد. ×مقدس اردبيلى،در اتاقى كه در ايوان طلا و جنب گلدسته جنوبى واقع شده،مدفون است. ×سيد محمد كاظم يزدى،قبر او در مقبره بزرگىاست كه در سمتشمال صحن مطهر قرار دارد. ×شيخ مرتضى انصارى،قبر وى درون اتاقى است كه در سمت غرب راهرو و دالان باب القبله قرار دارد. ×ميرزاى نائينى،مدفون در دومين مقبره پيش از زاويه جنوبى است. ×آخوند خراسانى،در مقبره جنوبى واقع در دالان باب الذهب قرار دارد.در نزديك او مدفن فقيه مشهور ميرزا حبيب الله رشتى و سيد ابو الحسن اصفهانى واقع است. ×آية الله بهبهانى،وى از رهبران مشروطيتبود كه به دست مخالفان و عوامل بيگانه ترور شد. قبر او در دومين مقبره پس از دروازه باب السوق،به سمتشمال قرار گرفته است. ×علاوه بر اين بزرگان،كه داراى مقابر مشهورى هستند،در صحن و حجرههاى اطراف آن نيز گروه زيادى از شخصيتهاى دينى مدفوناند كه برخى از آنان عبارتند از آيات عظام سيد محمد سعيد حبوبى،شربيانى،شيخ محمد حسن آشتيانى،سيد ابو القاسم خويى،سيد محمود شاهرودى،حاج آقا حسين قمى،شيخ الشريعه اصفهانى،سيد عبد الحسين شرف الدين.آقا ضياء الدين عراقى شيخ محمد حسين غروى اصفهانى،حاج محمد حسين امين الضرب و جز اينها. 11-مساجد مشهور نجف عبارتند از:مسجد شيخ طوسى،كه در كنار مقبره ايشان واقع استو همچنان محل تدريس اساتيد حوزه نجف مىباشد. مسجد شيخ انصارى،مشهور به مسجد تركها كه امام خمينى قدس سره در آن به اقامه نماز جماعت و تدريس مىپرداخت. مسجد هندى،كه از مساجد بزرگ و مشهور نجف و يكى از مراكز تدريس در حوزه علميه نجف و در كنار آن كتابخانه آية الله حكيم و آرامگاه او قرار دارد. مسجد خضراء،از مساجد مشهور نجف است كه سالها محل تدريس در حوزه علميه نجف بشمار مىرفت. مسجد جواهرى،كه به علت دفن مرحوم صاحب جواهر رحمه الله در آن،بدين نام مشهور است. 12-مدارس دينى نجفاز آنجا كه شهر نجف از ده قرن پيش تا كنون،بزرگترين حوزه دينى بوده است،مدارس بسيارى در آن به هدف سكونت و تدريس طلاب ساخته شده كه مشهورترين آنها عبارتند از: مدرسه قوام،مدرسه آخوند،مدرسه سيد يزدى،مدرسه قزوينى،مدرسه سليميه،مدرسه جامعة النجف الدينية،مدرسه بخارائى،مدرسه صدر اعظم،مدرسه بادكوبى،مدرسه مهديه، مدرسه آية الله بروجردى،مدرسه ايروانى،مدرسه معتمد،مدرسه هندى،مدرسه شربيانى مدرسه خليلى،و مدرسه يزدى. 13-كتابخانههاى نجفنجف شهرى حوزوى و مركز علم و عالمان بوده و هست و از اين رو داراى كتابخانههاى بسيار است كه معمولا در هر مدرسه كتابخانهاى وجود دارد،ليكن تعدادى از آنها مهمتر هستند كه عبارتند از: ×كتابخانه حيدريه،كه تاريخ آن به قرن چهارم هجرى و به دوره آل بويه مىرسد و داراى نسخههاى بسيار نفيس است،امروزه در يكى از حجرات صحن مىباشد. ×كتابخانه امير المؤمنين،كه از سوى مرحوم علامه امينى (صاحب الغدير) در محله خويش ساخته شد و آرامگاه آن مرحوم نيز در جوار آن است. ×كتابخانه آية الله حكيم،كه در مجاورت مسجد هندى است.آرامگاه آن مرحوم در گوشهاى از مسجد قرار دارد.
1ـ محل توقف اتوبوسهاى زائران ايرانى ... بازسازي عتبات عاليات در كشور عراق در حالي شروع شده است كه كشور هنوز در اشغال نيروهاي مهاجم غربي است. نابودي حكومت صدام براي مردم عراق يك نقطة عطف تاريخي محسوب مي شود. بخصوص شيعيان پس از دهها سال اختناق مجالي براي تنفس پيدا كردهاند. بازسازي حرمهاي ائمة مدفون در سرزمين عراق در زمرة اولين گامهايي است كه برداشته ميشود. همزمان زائران ايراني كه براي سال هاي طولاني از زيارت منع شدهاند با شور و هيجان راهي عراق ميشوند.
|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 22:44
قبرستان وادی السلام
|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت 18:8
نحوه ایجاد یک کابل
کابل کشی شبکه : ايجاد کابل Straight
يکی از عوامل تاثير گذار در پشتيبانی و نگهداری يک شبکه ، نحوه کابل کشی آن است . با رعايت اصول کابل کشی ساختيافته ، در صورت بروز اشکال در شبکه ، تشخيص و اشکال زدائی آن با سرعتی مناسبی انجام خواهد شد . مراحل ايجاد يک کابل : بدون هيچگونه توضيح اضافه !
مدل های متفاوت کابل کشی کابل های UTP
در شبکه های 100/10 Mbit از زوج های دو و سه استفاده شده و زوج های يک و چهار رزو شده می باشند . در شبکه های گيگااترنت از تمامی چهار زوج استفاده می گردد. کابل های CAT5 متداولترين نوع کابل UTP بوده که دارای انعطاف مناسب بوده و نصب آنان بسادگی انجام می شود . ايجاد يک کابل UTP به منظور اتصال کامپيوتر به هاب ( معروف به کابل های Straight ) شماره پين های استاندارد T568B
شماره پين های استاندارد T568A
موارد استفاده
شکل فوق يک اتصال استاندارد straight در کابل های CAT5 را نشان می دهد که از آن به منظور اتصال يک PC به هاب استفاده می گردد . ممکن است با مشاهده شکل فوق انتظار داشته باشيد که +TX يک طرف به +TX طرف ديگر متصل گردد( عملا" اين اتفاق نيافتاده است ) . زمانی که يک PC به هاب متصل می گردد ، هاب به صورت اتوماتيک و با استفاده از مدارات داخلی خود کابل را X-over نموده و بدين ترتيب ، پين شماره يک از کامپيوتر ( + TX ) به پين شمار يک هاب ( + RX ) متصل می گردد . |+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در شنبه دوم شهریور 1387 ساعت 15:5
موسیقی اصیل برگرفته ازسایت علی وطن خواه
عبدالوهاب شهیدی: موسیقی، انسان را تصفیه میکند
مینو صابری: به جرأت میتوان گفت که عبدالوهاب شهیدی خواننده و نوازنده عود، علاوه بر آثار ماندگاری که در برنامههای گلها از خود به جا گذاشته است، خدمت بزرگی به موسیقی این مرز و بوم کرد و آن پایهگذاری سبک ایرانی در نواختن بربط (عود) ساز باستانی ایرانی است. او به دور از هیاهو طی سالیان دراز برای خدمت به موسیقی تلاش کرده و همواره از استفاده از موسیقی برای کسب نام و شهرت پرهیز کرده است. با این وجود، همیشه محبوب مخاطبین خاص خود بوده و جایگاه او نزد اهل دل محفوظ است. عبدالوهاب شهیدی پس از سالها دوری از وطن زمستان سال گذشته به میهن خود بازگشت. پیش از آنکه از آمریکا به ایران باز گردد، طی تماس تلفنی از ایشان قول گرفتم تا با هم گفت و گویی داشته باشیم و بالاخره پس از ماهها انتظار، انجام این گفت و گو میسر شد: متولد سال ۱۳۰۱ شمسی هستم. در خانوادهای به دنیا آمدم که روحانی بودند؛ منتهی روحانی هنردوست. پدرم هنرمند بود. هم نقاش و طراح بود، هم معدنشناس بود، هم داروساز بود، کارهای دینی هم داشت. من آنجا بزرگ شدم. یک قسمتی از اخلاقیات را از آنجا دارم تا اینکه به مدرسه رفتم. در مدرسه میمه (نزدیک اصفهان) چون بخش بود تا کلاس چهارم بیشتر نداشت، مجبور شدم کلاس چهارم را چهار سال بمانم؛ بلکه کلاس ششم تشکیل شود. در سن ۱۶ سالگی آموزگار رسمی آن زمان شدم. زمان رضاشاه، سه سال آموزگار بودم تا اینکه به سربازی رفتم. سربازی که تمام شد، به محل کارم برگشتم. به من گفتند باید یک سال صبر کنی تا محل خالی شود. این به من برخورد و رفتم تهران و دیگر برنگشتم. از قدیم هم من ارتش را خیلی دوست داشتم. این بود که رفتم ژاندارمری به عنوان کارمند دفتری استخدام شدم. بعد به ارتش منتقل شدم. کار من چون همیشه در دفتر سررشته داری و کارپردازی بود، به سررشتهداری ارتش برگشتم. از آنجا به لشکر دو زرهی رفتم. سال ۵۱ هم بازنشسته شدم و به کار کشاورزی مشغول شدم. این را نگفتم. سال ۱۳۲۲، بعد از پایان خدمت سربازی چون به طرف موسیقی کشیده میشدم، برای یادگیری آواز، به کلاس جامعه باربُد، زیر نظر استاد مهرتاش رفتم که که مردی بسیار بزرگ، وطنپرست و هنردوست بود و شاگردان زیادی هم بودند. سپس به طرف تئاتر کشیده شدم. در ضمن یادگیری، کار تئاتر هم میکردم تا اینکه سال ۳۹ به رادیو کشیده شدم که تا سال ۵۷ هم برنامهی گلها ضبط میکردم. چرا باید این همه سال ما از شما بیخبر باشیم!؟ نه کنسرتی، نه مصاحبهای ... من اصولاً از بدو کارم هیچ وقت دنبال نشریات و میکروفن و اینها نبودم و تا توانستم، فرار کردم. همیشه دوست داشتم کنار باشم. چرا؟ دلیلش چه بود؟ دلیلش این است که آدم راحتتر است. شما نواختن عود را از چه کسی آموختید و از چه سنی شروع کردید؟ ساز اول من سنتور بود که سال ۱۳۲۲ شروع کردم. ۱۲ سال سنتور میزدم. آن زمان رادیو گوش میکردم؛ رادیو خاورمیانه، عربی را که گوش میکردم، این صدای عود من را خیلی منقلب میکرد. این که میگویند هر کسی هر آرزویی دارد به آن میرسد، من هم به آرزوم رسیدم. اولین نفری که من را راهنمایی کرد، آقایی بود با نام خضوری که عرب و از اهالی بصره بود. زمانی که اسراییل داشت تشکیل میشد، یهودیها را از اطراف و اکناف دنیا به اسراییل دعوت میکردند، این (خضوری) به ایران آمد. او استاد قانون بود. نوازنده خیلی ماهری بود که عود هم میزد. با او آشنا شدم. برایم عود آورد؛ راهنماییام کرد؛ طرز کوک و انگشتگذاری را یاد داد. یک مدت هم با هم نوازندگی میکردیم. چون من با تار آشنایی داشتم، زود پیدایش کردم. یعنی عود تا آن زمان در ایران نبوده است!؟ چرا؛ عود بود. آقایی با نام یوسف کاووسی در ارکستر عود میزد. آقای اکبر محسنی هم بود که در ارکستر میزد. اینها ساز اصلیشان تار بود و عود را هم سبک تار میزدند. اما موقعی که من شروع کردم؛ دیدم اگر من هم بخواهم سبک آنها را استفاده کنم که همان است. من میخواهم آواز ایرانی بخوانم. میخواهم شور بخوانم؛ افشاری بخوانم. با ریتم نمیشود. این بود که روی مضراب عود پیاده کردم. سبک عوض شد. که الان ماشاالله همهشان میزنند؛ همهشان این کار را میکنند. میگویند: نی به عرفان میزند، عود به حکمت شما که عمری با عود همدم بودهاید، این را برای من تعبیر کنید. اولین پله عرفان، موسیقی است. عارفی به عرفان میرسد که موسیقی بداند یا از موسیقی خوشش بیاید. مولانا رباب میزده است. حافظ بربط میزده و میخوانده است. تمام حکمایی که از قدیم داریم، وقتی تاریخ زندگیشان را میخوانیم، همهشان با موسیقی سر و کار دارند؛ موسیقیدان هستند. خود موسیقی انسان را پاک میکند؛ تصفیه میکند. موسیقی ودیعهی خدایی است. مولانا میگوید وقتی صدای رباب و دف بلند میشود، در عرش باز میشود. پس این موسیقی ملکوتی است. هر نوع سازی، فرق نمیکند، هر نوع سازی، پاککننده است؛ تصفیهکننده است؛ انسانساز است. شما شاگردانی هم داشتید که از شما نواختن عود را آموخته باشند؟ عود نه. البته زمانی که من سبک را شروع کردم، نوارهایی که تکنوازی کرده بودم، در یک سازمانی که شاگرد تربیت میکردند و وابسته به رادیو تلویزیون بود، این نوارها را میگذاشتند و شاگردها از روی نوارها میزدند؛ اما اینکه شخصاً آنان را دیده باشم، نه. آخرین کنسرتی که شما برگزار کردید، چه زمانی بوده است؟ کنسرتهایی که در ایران برگزار میکردیم در تالار وحدت کنونی بود. غیر از آنجا من هیچ جای ایران برنامه نگذاشتم؛ جز جشن هنر شیراز که ۹-۸ سال برگزار شد، همه ساله بودم و اجرا میکردم. با استاد پایور رفتیم و در سراسر اروپا برنامه اجرا کردیم. بعد به امریکا رفتیم که آخرین برنامه در کالیفرنیا بود. دوستان به ایران برگشتند؛ اما من به عنوان دید و بازدیدی که آنجا بود، دو ماه ماندم که همان موقع سانحهای برایم پیش آمد که مجبور شدم ۱۴ سال در آمریکا بمانم. یعنی ظرف این ۱۴ سال هیچ جایی هیچ برنامهای اجرا نکردید؟ چرا بود؛ پراکنده بود؛ آن هم برای کلوپهای فرهنگ ایران. یک سازمانی مخصوص ادبیات و فرهنگ و موسیقی ایران به وجود آورده بودند. دعوت اینها را قبول میکردم؛ ولی کنسرت آنچنانی، نه، شرکت نکردم. به عقیده شما چرا دیگر سالهاست که آثار جاودانی و ماندگار خلق نمیشود؟ خب در هر دگرگونی این چیزها پیش میآید؛ جاها عوض میشود. در دگرگونی هم به زمان زیاد اهمیت نمیدهند ممکن است ۲۰، ۳۰ یا ۴۰ سال طول بکشد. کارها عوض میشود؛ رشتهها عوض میشود؛ ولی الحمدلله حالا یک انسجامی پیدا کرده است. باز هم ارکسترهایی هستند؛ نوازندگانی هستند؛ خواننده زیاد شده است. ولی یک چیز را هنوز پیدا نکردهاند. آن شخصیت هنری خودشان را پیدا نکردهاند؛ هم خواننده و هم نوازنده. چرا؟ برای اینکه هنرمند اگر شخصیت، سبک نداشته باشد، سبک یعنی شخصیت، فایده ندارد؛ هر کاری بکند، تقلید است؛ جا پا گذاشتن است. اینها باید اول خودشان را بشناسند. انسان وقتی خودش را شناخت، در رشته کارش هم خودش را پیدا میکند. چند برنامه گلها اجرا کردید؟ فکر میکنم ۵۰۰-۴۰۰ ساعت باشد. از سال ۳۹ تا سال ۵۷ به طور مداوم، ماهی سه، چهار، پنج یا شش تا برنامه تحویل میدادیم. ارکستر گلها اصلاً چگونه به وجود آمد؟ ارکستر گلها در اثر زحمات داوود پیرنیا یکی از افراد نامی در موسیقی ایران که اسمش همیشه در تاریخ موسیقی ایران ثبت خواهد شد، به وجود آمد. این پیرمرد خیلی زحمت کشید. با اینکه شغلهایی مثل معاون نخستوزیر، رییس کانون وکلا و ... داشت، همه را رها کرد و آمد به این کار چسبید؛ چون علاقه داشت. من خودم شاهد بودم ساعت ۹ صبح میآمد، ساعت ۹ شب میرفت. سر پا میایستاد و برنامه تهیه میکرد. این برنامهای که شنونده نیم ساعت گوش میکند، دست کم ۵۰-۴۰ ساعت روی آن کار شده است. اول ماکت آن را میسازند؛ بعد میدهند برای پخش؛ همین طوری خام نمیدهند. خواننده میآید میخواند. بعد نوازنده سولیست میزند. بعد گوینده شعرش را میگوید. بعد به هم بسته میشود. یک دفعه ضبط نمیشود؛ در چندین مرحله ضبط میشود. فکر میکنم چون خودش چند بار گفت من اسلوب برنامه گلها را از مرحوم اسماعیل مهرتاش در تد اتر یاد گرفتهام. برای اینکه آقای مهرتاش هم در تئاتر برنامهای داشت به نام تابلو موزیکال مثل حافظ، خیام و چیزهای دیگر. درست شگرد برنامه گلها بود. گوینده بود؛ موزیک بود؛ خواننده بود و ترانه. بنیانگذار گلها داوود پیرنیا بود. از اهالی موسیقی، چه خواننده و چه نوازنده باید دارای چه ویژگیها و شرایطی بودند که به ارکستر گلها راه پیدا میکردند؟ اول که اینها ارکستر تشکیل دادند سه چهار نفر بیشتر نبودند. خودش (پیرنیا) میگفت من با سه چهار نفر افراد مسن، یک ارکستر ۷۰-۶۰ نفره جوان درست کردم. بعد کم کم از هنرستان موسیقی به این طرف کشیده شدند و این ارکستر را تشکیل دادند که آقایان مرحوم خالقی، معروفی و ... اینها را سرپرستی میکردند. از سه چهار نفر به ۷۰-۶۰ نفر منتقل شدند. اکثرشان هم جوان بودند؛ تحصیل کرده بودند. افراد ارکستر باید تحصیلکرده باشند؛ چون سر و کار با نت دارند. در قدیم نت چنان رایج نبود. بعضیها میدانستند و بعضیها نمیدانستند. برای تکنوازی فوقالعاده بودند؛ اما همنوازی کردن فرق میکند و معلومات نت باید بالا باشد. زمانی که انقلاب شد، شما خودتان نخواستید به فعالیت ادامه دهید یا مسئولین امور فرهنگی مانع شدند؟ همان طور که گفتم، وقتی دگرگونی پیش میآید، کارها همه عقب میافتد. ما موقعی دوباره شروع کردیم که سال ۷۳ بود. کنسرتهایمان شروع شد. رفتیم اروپا و آمریکا ... همیشه پیش میآید. دگرگونی همیشه یک توقفی دارد. تصمیم ندارید به زودی برنامهای اجرا کنید؟ تا ببینیم چه پیش میآید. در ایران؟ یک زمزمهای هست. چه زمان تشکیل شود، معلوم نیست. خاطرهای از دوران کار هنریتان را که همیشه در ذهنتان ماندگار است، برای ما تعریف کنید. همهاش خاطره است! اولین صدایی که از من پخش شد خودش یک داستانی دارد. منزل یکی از دوستانم مهمان بودیم، پنجشنبهها آنجا جمع میشدیم. آقایی بود با نام احمد مهران که کلکسیون نوار داشت. آدم محققی بود. با همه هنرمندان هم رفیق بود. خدا میداند چه قدر نوار زنده تهیه کرده بود. شبی بود آنجا بودیم و برنامهای هم ضبط کردیم. بعد از دو روز تلفن زد گفت یک نفر هست شبیه شما میخواند. بیا ببین او را میشناسی؟ من رفتم و متوجه شدم همان برنامه قبلی را به مرحوم پیرنیا داده است. پیرنیا هم روی آن کار کرده و پخش کرده است؛ بدون اسم! به من گفت تا چه وقت میخواهی در اطاق و صندوقخانهات بخوانی!؟ مردم هم حق دارند. این پیشآمد باعث شد که من در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتم و ماندم تا آخرش. اینها همهاش خاطره است!
http://www.ghadimiha.com/ منبع: سایت قدیمی ها |+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 21:54
ایام شعبانیه بر محبین اهل بیت مبارک و پر خیر و برکت باد.. ولادت امام حسین علیه افضل الصلاه و السلام و ابالفضل العباس سلام الله علیه و سید الساجدین علی بن الحسین علیه السلام و اشبه الناس برسول الله علی الاکبر بن الحسین سلام الله علیه و ولادت حضرت مهدی یوسف زهرا عجل الله فی فرجه و سهل الله مخرجه را به همه محبین مخلص اهل بیت تبریک و شادباش عرض میکنم.. |+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ساعت 22:18
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||