تبليغاتX
به نام افریننده خلیج همیشه فارس
به نام افریننده خلیج همیشه فارس
ar
امام حسن
سلام بر کریم مهربان ، دومین کهکشان نورانی آسمان تشیع چاپ
01 اسفند 1387 ساعت 09:42

emam_hashn.jpg
مثل سیاره ای سرگردان مزارت را می پویم ، زمین امشب از انبوه تیرها خون آلود است ، تو کدامین عهد را روز ازل امضا کرده ای که حتی مزارت ، حتی کفنت ، آماج ستم ستمگران است ؟


بغض گلویم را در بغض غیرت عباس(س) گم کرده ام و اشک خون آلودم را سپر اشک باران زینب(س) نموده ام ، چگونه از خواهرت بخواهم که گریه نکند ، وقتی دشمن حتی کفنت را بی زخم نمی خواهد ؟! مگر چه کرده ای با ظلم که ظالمان با کشتنت هم آرام نمی گیرند ؟
چه کرده ای با جور که جائران جسم بی جانت را نیز بر نمی تابند .
سردار مظلوم
سکوت ، سایه بر ذوالفقار کلامت نیانداخت و صلح شمشیر فکرت را به نیام نکشاند .
نامت ای برادر زینب ، برجریده تاریخ ، سرور آزادگان ماند، جانم  فدای سالهای غربت تو که از طعنه دوستان و شماتت دشمنان ، رویت به زردی گرایید .
گل زرد باغ فاطمه (س) ترس از ابهت اندیشه ات ، با دشمنان چنان کرد که حتی خانه ات را محل توطئه قرار دادند ،
سردار مظلوم عشق ! جز تو کدامین سردار ، در مامن خانه اش آماج ستیز دشمنان شد ، و کدامین دلاور جز تو به تیغ توطئه کشته شد ؟
عشق بی فرجام شیعه ! که اشکها تا ابد در خانه تو جاری اند و ناله ها تا حشر هم آوای سوگواران تو ، بعد از تو مباد خنده بر اهالی کوچه بنی هاشم ! بعد از تو مباد زندگی بر مردمی که در صلحت چانه  چون عجوزه ها زدند !
 
افسانه گویان عرب از تو خواهند سرود ، آن هنگام که بادهای شمالی به سوگواری تو می آیند .
پسر دختر پیامبر ! جگر پاره ات قصه گوی افسانه های خونین عرب خواهد ماند تا آواز کودکان غم در بادیه های حجاز باشد و مویه کولیان و آوارگان دشت های خشک عراق ، مدینه بی تو عزاخانه ای بیش نیست ای برادر حسین ، چگونه برخاکت نهم ای پاره پاره کفن ! وقتی می دانم رسول الله (ص) تو مرا سرور جوانان بهشت خطاب کرد ، سرور جوانان بهشت و لباسی پاره پاره ؟!!...
چگونه ترکت کنم ، وقتی که همه عمر منی ؛ همبازی کودکی ام ، هم غصه جوانی ام ، هم رزم صفین و همسایه مدینه ام ؟...
برادرم ، برادرم ، برادرم ، به خدا که چون تو نیکو برادری مرا نبود و چون من ، غمگین برادری در سوگ تو نیست ، امام من بودی و برادر صدایم می کردی ؛ رعیت تو بودم و همدم قرارم می دادی ...
اف بر این قوم که امام خویش را وادار به صلح کردند و خانه نشین ! و اف بر دنیا که حسین (ع) را بی حسن(ع)  زنده نگه داشت ! اف بر دنیا .

 

|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در شنبه سوم اسفند 1387 ساعت 22:7 |

ما و انقلاب اسلامی

ما و انقلاب اسلامي

حسن ابراهيم­زاده

اشاره: چرا انقلاب کرديم؟ چه چيزي تغيير کرد؟ انقلاب ما را به کجا مي­برد؟ شايد اين پرسش­ها پرسش جوان­هايي باشد که ايران قبل از انقلاب را نديده و روزهاي پر حادثه دوران تأسيس و تثبيت آن را درک نکرده­اند. مقاله حاضر پاسخي کوتاه و گويا به اين پرسش­هاست که پرداخت تفصيلي به آن بر عهده مبلّغ گرامي مي­باشد.

مقدمه

پاسخ­گويي به پرسش­هاي نسل سوم انقلاب نيازمند نگاهي به ايران قبل و بعد از انقلاب مي­باشد. شايد اين پرسش همان نگاه کلاني باشد که هر جوان را در فضايي بزرگ- به بزرگي اين انقلاب- قرار دهد که در خور شأن جوان فهيم ايراني باشد و آن اين است:«ايران در قبل از انقلاب در جغرافياي سياسي و معادلات بين المللي و در بين اذهان عمومي جهان در چه جايگاهي قرار داشت؟»

اگر جوان امروز ايراني در پي دست­يابي اين پاسخ چه در لابه­لاي کتب و گفته­ها و دوستان انقلاب و چه دشمنان منصف انقلاب بگردد به پاسخي مي­رسد که ما آن را اين گونه فهرست و توصيف مي­کنيم.

بخش اول: ايران پيش از انقلاب

1- ذلت و خواري در برابر بيگانگان

ايران در سيطره کامل آمريکا قرار داشت، مسؤولان رده بالا و حتي مياني آن يا مستقيم و يا غير مستقيم توسط سفارت آمريکا بر کرسي قدرت مي­نشستند.

هيچ کس منکر اين مسأله نيست که شاه ايران هيچ اختياري از خود نداشت. اسناد و خاطرات سفراي وقت آمريکا و حتي خانواده شاه گوياي اين واقعيت تلخ و ذلت­بار است.[489]

در حالي که در همه جهان رده­هاي بالا با هم به گفت­وگو مي­پرداختند؛ رئيس جمهوري با رئيس جمهوري، وزير امور خارجه با وزير امور خارجه و سفير با سفير، اما در کمال وقاحت و ذلت­پذيري، سفير آمريکا در جايگاه رئيس جمهوري آمريکا با شاه به گفت­وگو مي­نشست و دستورات کاخ سفيد را به او ديکته مي­کرد.

هزاران مستشار نظامي نبض ارتش را به دست گرفته بودند و به خاطر حضورشان در ايران «حق توحّش»[490] مي­گرفتند، تيمساران ايراني در مقابل گروهبانان آمريکايي اداي احترام مي­کردند.

2- تکبر در برابر ملت

در برابر اين برخوردهاي ذليلانه دستگاه، شاه با حالتي متکبرانه مردم و ارتش را بنده و خود را «سايه خدا» و «خدايگان» خطاب مي­کرد و در گفت­وگوهايش از واژه «مي­فرماييم» و «فرموديم» استفاده مي­کرد و به دنبال خوشگذراني خود بود و با فرستادن هواپيماهاي اختصاصي به دنبال هنرپيشه­هاي زن هاليوود و رقاصه­هاي اروپا بيت المال را خرج شب­نشيني­هاي خود مي­کرد.[491]

3- حياط خلوت براي آمريکا و صهيونيسم

ايران کمربند امنيتي آمريکا به شمار مي­رفت و آمريکا از ارتفاعات البرز براي برپا کردن رادارهاي خود در برابر شوروي سابق و نيز از پايگاه­هاي زميني و هوايي براي استقرار به موقع نيروهايش استفاده مي­کرد.

ارتش ايران نه براي دفاع از مرزها بلکه براي ژاندارمري منطقه مسلح شده بود و براي سرکوب انقلاب­ها در منطقه آموزش داده شده بود نه براي دفاع![492]

ايران تأمين­کننده سوخت اسرائيل در برابر اعراب و مسلمانان به شمار مي­رفت و بازار ايران مصرف­کننده کالاهاي شرکت­هاي آمريکايي بود.

4- ضديت با باورهاي مذهبي اصيل

تشيع­ستيزي و دين­زدايي هدف اصلي آمريکا و دستگاه سلطنتي بود. هر چند که به ظاهر رژيم ادعاي پاي­بندي به تشيع را داشت، دست بهائيان در عرصه سياست و اقتصاد و فرهنگ به کلي باز بود. هويدا (نخست­وزير)، پرويز ثابتي (عنصر محوري ساواک) و ... بهايي بودند.

بهائيت به شدت فعاليت مي­کرد و اين در حالي بود که برخي جريان­هاي واپسگرا چون انجمن حجتيه با تأييد حاکميت پهلوي به جاي مبارزه عليه هويدا و ثابتي، با پپسي­کولا به مبارزه برمي­خاستند.

5- ترويج فساد و بي­بند و باري

دستگاه براي بي­دين کردن مردم و جوانان از ايجاد هيچ مرکز فساد و فحشايي ابا نمي­کردند. چاپ هزاران مجله مبتذل و رنگين­نامه و پخش فيلم­هاي مبتذل در سينما و تلويزيون کافي نبود تا آن جا که قباحت رژيم را به جايي رساند که در جشن­هاي شاهنشاهي شيراز، نمايشنامه «خوک» را که در آن بازيگران برهنه در مقابل مردم در خيابان به انجام عمل منافي عفت مي­پرداختند، اجرا کرد.

6- افول جايگاه بين المللي

ايران نه در معادلات بين المللي و نه در بين دولت­ها و نه در بين ملت­ها، خصوصاً در بين ملت­هاي مسلمان، هيچ جايگاهي نداشت تا چه رسد به اين که بتواند نقش­آفريني کند.

7- عقب­ماندگي علمي

به خاطر سياست باقي ماندن ايران به عنوان جامعه­اي مصرف­گرا و دنباله­رو، مقوله­اي به نام تحول و توليد علم در دانشگاه­ها وجود نداشت و اگر دانشجويي به مدارج بلند علمي دست مي­يافت، تنها به خاطر کوشش­هاي فردي خودش بود تا نظام آموزشي.

8- تبعيض و بي­عدالتي

شکاف طبقاتي به وضوح در فاصله امکانات روستاها و شهرها مشهود بود. گويي سياست رژيم در اين بود که اکثريت مردم روستانشين و عشايري در فقر کامل به سر برند و اين در حالي بود که گاه اشرف پهلوي در قمارهاي شبانه خود در کاخ­هاي رؤيايي به قماربازان حرفه­اي خارجي شبي 40 تا 50 ميليون تومان مي­باخت.

بخش دوم: ايران پس از پيروزي انقلاب

ايراني که تا قبل از پيروزي انقلاب هيچ جايگاهي در معادلات سياسي- اجتماعي جهان، در بين ملل مسلمان و غير مسلمان نداشت، با پيروزي انقلاب نه تنها به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي دست يافت، بلکه معادلات جهاني را با تولد يک ايدئولوژي جديد بر هم زد و تأثير ژرفي بر جهان بر جاي نهاد. اکنون به نمونه­هايي از آن اشاره مي­کنيم.

1- احياي تشيع و بيداري اسلامي

انقلاب اسلامي موجب احياي دوباره مکتب تشيع شد. تشيع که تا قبل از پيروزي انقلاب به گونه­اي معرفي مي­شد که وقتي به سرهنگ قذافي به هنگام مفقود شدن امام موسي صدر در ليبي گفته شد امکان دارد شيعيان مخالفت کنند، او با تکبر و تبختر فراوان گفت:«شيعه عددي نيست و جز قبيله­اي کم­تعداد، شيعه­اي وجود ندارد»، به جايگاهي دست يافت که امروز همين قذافي ادعاي انتساب به حضرت علي(ع) را مي­کند!؟

با پيروزي انقلاب و محوريت يافتن ايران به عنوان «قطب اقتدار سياسي شيعه»، شيعيان از حمايت معنوي ايران برخوردار شدند و توانستند شجاعانه به برگزاري مراسم خود روي آورند. احياي دوباره شعاير اسلامي چون نماز جمعه و جماعات، برگزاري مراسم دعاي کميل و ندبه و اعتکاف، فرهنگ تشيع را به خاستگاه اصلي خود بازگرداند. تأسيس ده­ها حوزه علميه در اقصي نقاط دنيا از يک سو و موضع­گيري­هاي شجاعانه مسؤولان نظام در مقابل استکبار جهاني موجب گرايش ميليون­ها مسلمان و غير مسلمان، خصوصاً در آمريکاي لاتين، آفريقا و جنوب شرقي آسيا شد و به تعبير مرحوم آيت­الله فاضل لنکراني، بزرگ­ترين دستاورد حرکت امام خميني1 شناساندن مکتب تشيع به جهانيان شد.

انقلاب اسلامي دستاورد ديگري در بين ملل اسلامي داشت و آن «بيداري اسلامي» و آغاز جنبش­هاي اسلامي و خيزش دوباره مردم فلسطين بود.

2- پيوند سياست با ديانت

پيوند «دين با سياست» و ارائه نظريه «ولايت فقيه» و عينيت يافتن اين نظريه در جامعه، نه تنها بيان­گر پويايي و به­روز بودن مکتب تشيع گرديد، بلکه به عنوان يک رقيب جدي براي دو تفکر انسان­مدار غرب و حکومت­مدار شرق تبديل شد. از همين رو، انقلاب ايران به عنوان انقلابي مادر در کنار دو انقلاب مادر ديگر- انقلاب کبير فرانسه (1789) و انقلاب اکتبر روسيه (1917)- قرار گرفت، با اين تفاوت که انقلاب اسلامي خدا را فرياد مي­زد و تفکر خدامحورانه وارد عرصه بين الملل شد. اين انقلاب با ويژگي­هايي چون عدالت­خواهي و استکبارستيزي دو انقلاب زرگ سوسياليستي و ليبراليستي را با چالش جدي روبه­رو ساخت و به همين خاطر براي اولين بار هم بلوک غرب و هم بلوک شرق براي به زانو درآوردن يک انقلاب به تفاهم رسيدند و توطئه­هاي خود را آغاز کردند؛[493] چرا که هر انقلابي در دنيا شکل مي­گرفت يا ريشه در تفکر مارکسيستي داشت و يا ليبراليستي، و اين اولين انقلابي بود که بدون تکيه بر ابرقدرتي، نه تنها پيروز شد بلکه انقلاب­ها و خيزش­هايي از دامان او زاده شد.

امروز ايران منادي «توحيد» و «عدالت» يعني رسالت همه پيامبران الهي است که از زاويه­اي با بشريت خسته از ايسم­ها و ايست­هاي دست­ساز بشر سخن مي­گويد که هم با «فطرت» انسان و هم با «طبيعت» انسان هم­خواني دارد.

3- ايران اسلامي؛ ابرقدرت نوين

به جرأت مي­توان گفت نفوذ سياسي و معنوي که انقلاب اسلامي ايران امروز در دل ملت­ها دارد و نيز نقشي که در تصميم­گيري­هاي بين المللي که ايفا مي­کند، در طول تاريخ ايران­زمين بي­نظير است. امروز ايران اسلامي معادله­اي محوري در تحولات جهاني است و امروز در سراسر دنيا از آن به عنوان ظهور «نو ابرقدرتي» در جهان ياد مي­شود.

امروزه انقلاب اسلامي که به نقطه اميدي براي مسلمانان و حتي مظلومان و پابرهنگان سراسر عالم تبديل شده است[494] و با پشت سر نهادن گذرگاه­هاي سخت و دشواري که هر کدام از آن­ها مي­توانست انقلابي را از پاي درآورد، سربلندانه حضور خود را به عنوان يک نظام مقتدر منادي فرهنگي است که آن فرهنگ تنها نسخه نجات بشريت از بن­بست­هاي موجود جهان امروز به شمار مي­رود؛ فرهنگي که ريشه در عاشوراي پيام و انتظار پويا دارد. به خاطر همين است که کارشناسان جهاني بر اين باورند که در سال 2020 م جهان دو سر پيدا خواهد کرد و نبرد اصلي ميان اين دو سر است، يکي اسلام با محوريت ايران و ديگري و ليبرال دمکراسي با محوريت آمريکا و چون موجوديت يکي از اين دو فرهنگ بستگي به نفي ديگري دارد، حرکت به سمتي مي­رود که بايد سر يکي از اين دو قطع شود.

کارشناسان تمام لشکرکشي­هاي غرب به خاورميانه و اشغال عراق و افغانستان و فشارهاي بين المللي به ايران به بهانه­هاي واهي چون مسأله انرژي هسته­اي را شکست ليبرال­دمکراسي در برابر ايدئولوژي انقلاب اسلامي به تحليل مي­گذارند تا شايد پيروز اين ميدان در آن سال ليبرال­دمکراسي باشد.

4- شکوفايي علمي

رويش­هاي علمي و نشستن بر کرسي­هاي نخست جهاني در المپيادهاي علمي توسط جوانان، دست­يابي به فناوري هسته­اي، سلول­هاي بنيادي و ثبت بسياري از اختراعات و ابتکارات به نام جوانان اين سرزمين در کنار پرتاب ماهواره و اختراعات نوين در صنايع نظامي و هوافضا براي کشوري که در آغاز جنگ تحميلي توان توليد حتي سيم خاردار را هم نداشت، يکي از دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي است.

5- تحول معنوي

به جرأت مي­­توان گفت تحول دروني و معنوي مردم ايران در انقلاب اسلامي بزرگ­ترين دستاورد انقلاب بود، تحولي که امام راحل1 از آن، چنين ياد مي­کند: «من کراراً اين مطلب را گفته­ام که اين نهضت، يک تحولاتي را آورده است که اين تحولات روحي و انساني که در نظر من بسيار اهميتش بيشتر از اين پيروزي در مقابل شاه سابق و قدرت­هاي بزرگ است، در ظرف يک مدت کوتاهي ملت ما متحول شد. به حسب نام از يک حال به حال مقابل او. اين تحول را نمي­شد هيچ اسمي رويش گذاشت غير از اين که اين تحول، تحولي بود که با دست خدا انجام گرفت يعني هيچ بشري قدرت اين معنا را ندارد.»[495]

امام راحل1 تحول معنوي و دروني جوانان در دل آن همه مظاهر فساد و فحشا را جزء الطاف خداوند مي­داند و مي­فرمايد:«اين تحولي که در جوان­هاي ما پيدا شد، اين دست خدا بود. بشر نمي­تواند در ارواح مردم اين طور مؤثر باشد.»[496]

بخش سوم: ايران اسلامي و تمدن بشري

امروز ايران اسلامي ديگر يک ايران منطقه­اي نيست، ايراني است که به برکت انقلاب در اقصي نقاط جهان نقش­آفريني مي­کند و داراي مؤلفه­هاي تبديل به يک تمدن بزرگ است، مؤلفه­هايي چون:

1- دارا بودن سرمايه اجتماعي به عنوان «جوان» که مي­توان با نيروي آن هر مانعي را در عرصه­هاي گوناگون برداشت.

2- داراي بودن قدرت توليد علم در بين جوانان که مي­توان با آن قله­هاي بلند علم و دانش را فتح کرد.

3- دارا بودن پيشينه­اي بس کهن تمدني که به جوان امروز انگيزه روحي و نشاط در دفاع از ميراث ماندگار خود مي­دهد.

4- و از همه مهم­تر، دارا بودن مکتبي پويا و پاسخ­گو است که نيازهاي مادي و معنوي جهانيان را تأمين مي­کند.

امروز ايران اسلامي با همه فشارهاي سخت نظامي و اقتصادي بر بلنداي قله عزت ايستاده است و فريادگر پيام قرآن و عترت است و پايه­هاي تمدني را بنيان نهاده است که پذيراي قدوم نوراني امام زمان4 است.

بي­شک قدرت ايران اسلامي همان فرهنگ ناب برخاسته از قرآن و عترت است که بايد نسل جوان امروز اين وديعه الهي را به نسل آينده منتقل کنند. قدرتي که مارگارت تاچر نخست وزير وقت انگلستان از آن چنين ياد کرد:«ما غربي­ها در دهه 1980 از وسايل نظامي و ابزار جنگي شوروي و اقمارش واهمه نداريم، زيرا اگر بلوک شرق و اعضاي پيمان ورشو مجهز به سلاح­هاي نظامي بوده و به ادوات مخرب و ويران­گر مسلح مي­باشند، ما نيز به سلاح­هاي مدرن و پيشرفته مسلح و مجهزيم، ليکن از حضور فرهنگ اسلامي انقلاب ايران مي­ترسيم.»[497]


[489] - تاج الملوک همسر رضاخان و مادر محمدرضا پهلوي در خاطرات خود مي­گويد:«يک روز محمدرضا که خيلي ناراحت بود به من گفت: مادرجان! مرده شور اين سلطنت را ببرد که من شاه و فرمانده کل قوا هستم و بدون اطلاع من هواپيماهاي ما را برده­اند ويتنام.آن موقع جنگ ويتنام بود و آمريکايي­ها که از قديم در ايران نظامي داشتند، هر وقت احتياج پيدا مي­کردند از پايگاه­هاي ايران و امکانات ايران با صلاح­ديد خود استفاده مي­کردند.» (خاطرات ملکه پهلوي، ص 387)

[490] - «حق توحش» به اضافه مبلغي گفته مي­شد که دولت آمريکا بر حقوق نيروهايي پرداخت مي­کرد که در مناطقي به فعاليت مي­پرداختند که از نظر آنان، مردم آن سرزمين وحشي و فاقد تمدن و اخلاق بودند!!!

[491] - سال 1384 يکي از رقاصه­هاي آلماني اعتراف کرد که «شاه، من و چند رقاصه ديگر را [سال 1350] به کاخ خود در تهران دعوت کرد و ما به تهران رفتيم و پس از گذراندن يک شب با وي، يک کيسه پر از جواهرات به ما داد!» (روزنامه جمهوري اسلامي، 15/1/1384) حسين فردوست در کتاب خاطرات خود به سفر به آمريکا و آوردن يک هنرپيشه زن هاليوود با هواپيماي اختصاصي براي شاه اشاره مي­کند.

[492] - با آغاز جنگ تحميلي ثابت شد وسايلي که در اختيار ارتش ايران قرار دارد تنها به درد سرکوب نهضت­ها مي­خورد. ارتش ايران در زمان شاه انقلاب ظفار را که بر ضد دولت عمان شکل گرفت، سرکوب کرد.

[493]- براي اولين بار انقلابي شاهد انواع و اقسام کودتاي چپ­گرا (حزب توده و ناخدا افضلي) و کودتاهاي راست­گرا (کودتاي نوژه و سلطنت­طلبي) بود. انقلاب اسلامي مخالفيني داشت که هيچ انقلاب ديگري روبه­روي خود نداشت؛ مخالفين اخلاقي و صاحبان مراکز فساد و فحشا، مافياي مواد مخدر، مافياي تجارت انسان، گروه­هاي تندرو (سازمان­هاي منافقين)، مخالفين درون حوزوي (خلق مسلمان)، وابستگي رئيس جمهور بني­صدر و ... .

[494] - نلسون ماندلا رهبر کنگره ملي آفريقا پس از رهايي از آپارتايد:«انقلاب اسلامي ايران تحت رهبري امام خميني اميدهاي فراواني را براي قيام مردم آفريقاي جنوبي در مبارزه با بي­عدالتي به همراه داشته است و بدون ترديد، تاريخ هرگز نقش ايران اسلامي را فراموش نخواهد کرد.» (جمهوري اسلامي، 14/5/1371). امروز ادبيات امام در برابر نظام سلطه در جهان به شعار همه پابرهنگان و مظلومان جهان تبديل شده است، امروز نه تنها مسلمانان جهان بلکه رؤساي جمهور جهان چون «رابرت موگابه» رئيس جمهور زيمبابوه و انقلابيون آمريکاي لاتين و حتي کشيش­هايي که به مخالفت عليه نظام سرمايه­داري برخاسته­اند، از آمريکا به «شيطان بزرگ» ياد مي­کنند.

[495] - در جست­وجوي راه از کلام امام، دفتر دهم، ص 381.

[496] - صحيفه امام، ج 9، ص 31.

[497] - انقلاب اسلامي ايران در چشم انداز ديگران، ص 117.

|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 21:59 |

شعری به مناسبت اربعین حسینی

بار بگشایید اینجا کربلاست

آب و خاکش با دل و جان آشناست

بر مشام جان رسد بوی بهشت

به به از این تربت مینو سرشت

ماه اینجا واله و سرگشته است

و آن شهاب ثاقب از خود رفته است

اربعین است اربعین کربلاست

هر طرف غوغایی از غم‏ها به پاست

گویی از آن خیمه‏های نیم سوز

خود صدای العطش آید هنوز

هرکجا، نقشی ز داغ ماتم است

هر چه ریزد اشک در اینجا کم است

باشد از حسرت در اینجا یادها

هان به گوش دل شنو فریادها

تا قیامت کربلا ماتم سراست

حضرت مهدی «حسان» صاحب عزاست

سروده حبیب اللّه‏ چایچیان

***

اربعین آمد و اشگم ز بصر می‏آید گوییا زینب محزون ز سفر می‏آید
باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست کز اسیران ره شام خبر می‏آید

سروده ی صامت بروجردی

***

آنچه از من خواستی با کاروان آورده‏ام یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده‏ام
از در و دیوار عالم فتنه می‏بارید و من بی‏پناهان را بدین دارالامان آورده‏ام
اندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاست کاروان را تا بدین‏جا با فغان آورده‏ام
تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده‏ام
قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش‏تر است چون از آن گلزار، پیغام خزان آورده‏ام
دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود ازبرایت دامنی اشک روان آورده‏ام
تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم یک نیستان ناله و آه و فغان آورده‏ام
تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو در کف خود از برایت نقد جان آورده‏ام
تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد گوشه‏ای از درد دل را بر زبان آورده‏ام

سروده ی محمدعلی مجاهدی

|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 21:56 |

به مناسبت رحلت حضرت رسول اکرم

سالروز رحلت حضرت محمد(ص) و شهادت امام حسن مجتبي (ع) تسلیت باد

ارسال کننده: admin on March 07,2008

small font medium font large font
image


سایت خبری ایران: رسول خدا (ص) :در سال يازدهم هجرت رسول اكرم (ص) در آخرين سفرحج (در عرفه)، در مكه و در غديرخم، در مدينه قبل از بيمارى و بعد از آن در جمع ياران و يا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هيچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد. چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پيامبر هم در نياز به خوراك و پوشاك و ازدواج و وقوع بيمارى و پيرى مانند ديگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد. پيامبر اكرم (ص) يك ماه قبل از رحلت فرمود:

" به گزارش سرویس دین و اندیشه سایت خبری ایران(www.IranNewsAgency.com)، فراق نزديك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزديك است فراخوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمايم و من دو چيز گران در ميان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطيف و آگاه به من خبر داد كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر برمن ‏وارد شوند. پس خوب بينديشيد چگونه با آن دو رفتار خواهيد نمود."

در حجه ‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: "مناسك خود را از من ‏فرا گيريد، شايد بعد از امسال ديگر به حج نيايم و هرگز مرا ديگر در اين جايگاه نخواهيد ديد."

روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگين ‏و نگرانند. پيامبر در حالى كه به فضل بن عباس و على بن ‏ابي‌‏طالب (ع) تكيه داده بود به سوى مسجد رهسپار گرديد و پس ازدرود و سپاس پروردگار، فرمود: "به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پيامبر خود در هراس هستيد. آيا پيش از من، پيامبرى بوده است كه‏ جاودان باشد؟! آگاه باشيد، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پيوست و شما نيز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهيد شد."

روزي ديگر پيامبر (ص) با کمک علي (ع) و جمعي از ياران خود به قبرستان بقيع رفت و براي مردگان طلب آمرزش کرد . سپس رو به علي (ع) کرد و فرمود: " کليد گنجهاي ابدي دنيا و زندگي ابدي در آن، در اختيار من گذارده شده و بين زندگي در دنيا و لقاي خداوند مخير شده ام، ولي من ملاقات با پروردگار و بهشت الهي را ترجيح داده ام."

در چند روز آخر از زندگى رسول اكرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:

"اى مردم! آتش فتنه‏ ها شعله ‏ور گرديده و فتنه‏ ها همچون پاره‏هاى امواج تاريك شب روى آورده است. من در روز رستاخيز پيشاپيش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در مي آئيد. آگاه باشيد که من درباره ثقلين از شما مي پرسم، پس بنگريد چگونه پس از من درباره آن دو رفتار مي کنيد، زيرا که خداي لطيف و خبير مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمي شوند تا مرا ديدار کنند. آگاه باشيد که من آن دو را در ميان شما به جاي نهادم

( کتاب خدا و اهل بيتم ). بر ايشان پيشي نگيريد که از هم پاشيده و پراکنده خواهيد شد و درباره آنان کوتاهي نکنيد که به هلاکت مي رسيد."

آنگاه پيامبر (ص) با زحمت به سوي خانه اش به راه افتاد. مردم با چشماني اشک آلود آخرين فرستاده الهي را بدرقه مي کردند. در آخرين روزها پيامبر به علي (ع) وصيت نمود که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علي (ع) که جانش با جان پيامبر آميخته بود، پاسخ داد: " اي رسول خدا ، مي ترسم طاقت اين کار را نداشته باشم. "

پيامبر (ص) علي (ع) را به خود نزديک کرد . آنگاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشير، زره و ساير وسايل جنگي خود را خواست و همه آنها را به علي سپرد.

فرداي آن روز بيماري پيامبر (ص) شدت يافت اما او در همين حال نيز اطرافيان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش مي کرد. سپس به حاضران فرمود: " برادر و دوستم را بخواهيد به اينجا بيايد." ام سلمه، همسر پيامبر گفت: " علي را بگوييد بيايد. زيرا منظور پيامبر جز او کس ديگري نيست." هنگامي که علي (ع) آمد ، پيامبر به او اشاره کرد که نزديک شود. آنگاه علي (ع) را در آغوش گرفت و مدتي طولاني با او راز گفت تا آنکه از حال رفت و بيهوش شد. با مشاهده اين وضع، نواده هاي پيامبر (ص) حسن و حسين (ع) به شدت گريستند و خود را روي بدن رسول خدا افکندند. علي (ع) خواست آن دو را از پيامبر (ص) جدا کند. پيامبر (ص) به هوش آمد و فرمود:

"علي جان آن دو را واگذار تا ببويم و آنها نيز مرا ببويند، آن دو از من بهره گيرند و من از آنها بهره گيرم."

سرانجام پيامبر (ص) هنگامي که سرش بر دامان علي (ع) بود، جان به جان آفرين تسليم کرد.

امام حسن مجتبي (ع) :امام حسن (ع) فرزند امير مؤمنان علي بن ابيطالب و مادرش مهتر زنان، فاطمه زهرا (س)، دختر پيامبر خدا (ص) است. امام حسن (ع) در شب نيمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدينه تولد يافت. وي نخستين پسري بود که خداوند متعال به خانواده علي و فاطمه عنايت کرد.

پيامبر اکرم (ص) به حسن و برادرش حسين علاقه خاصي داشت و بارها مي فرمود که حسن و حسين فرزندان من هستند. امام حسن (ع) پس از شهادت پدر بزرگوار خود به امر خدا و طبق وصيت آن حضرت، به امامت رسيد و مقام خلافت ظاهري را نيز اشغال کرد و نزديک به شش ماه به اداره امور مسلمين پرداخت. در اين مدت، معاويه که دشمن سرسخت علي (ع) و خاندان او بود و سالها به طمع خلافت (در آغاز به بهانه خونخواهي عثمان و در آخر آشکارا به طلب خلافت) جنگيده بود، به عراق که مقر خلافت امام حسن (ع) بود لشکر کشيد و جنگ آغاز کرد.


امام حسن (ع) در کمالات انساني يادگار پدر و نمونه کامل جد بزرگوار خود بود. تا پيغمبر (ص) زنده بود، او و برادرش حسين در کنار آن حضرت جاي داشتند، گاهي آنان را بر دوش خود سوار مي کرد و مي بوسيد و مي بوييد.

از پيغمبر اکرم (ص) روايت کرده اند که درباره امام حسن و امام حسين (ع) مي فرمود: اين دو فرزند من، امام هستند خواه برخيزند و خواه بنشينند ( کنايه از اين که در هر حال امام و پيشوايند ).

از خدا طلب بهشت مي کرد و به او از آتش جهنم پناه مي برد. چون وضو مي ساخت و به نماز مي ايستاد، بدنش به لرزه مي افتاد و رنگش زرد مي شد. سه نوبت دارائيش را با خدا تقسيم کرد و دو نوبت از تمام مال خود براي خدا گذشت. در روايات است که امام حسن (ع) در زمان خودش عابد ترين و بي اعتنا ترين مردم به زيور دنيا بود. در سرشت و طينت امام حسن (ع) برترين نشانه هاي انسانيت وجود داشت.

امام حسن (ع) در تمام مدت امامت خود که ده سال طول کشيد، در نهايت شدت و اختناق زندگي کرد و هيچگونه امنيتي نداشت، حتي در خانه نيز در آرامش نبود. سر انجام در سال پنجاهم هجري به تحريک معاويه بدست همسر خود (جعده ملعونه) مسموم، شهيد و در بقيع مدفون شد.

روایات حضرت محمد(ص)

سرکشی آفت شجاعت است.

تفاخر آفت شرافت است.

دروغ آفت سخن است.

نشان منافق سه چیز است، سخن به دروغ گوید، از وعده تخلف کند و در امانت خیانت نماید.

آیا می‏دانید سخن چینی چیست؟... سخن چینی آنست که سخنی را از کسانی پیش دیگران نقل کنند و میان آنها را بهم بزنند.

دنیا را بر اهل دنیا واگذارید زیرا هرکس از دنیا بیش از صد کفایت برگیرد در هلاکت خویش می‏کوشد اما نمی‏داند.

از خدا بترس و هیچ کار نیکی را حقیر نشمار.

خوشا آنکه ترس خدا از ترس مردم مشغولش داشته است.

از خدا بترسید و میان فرزندان خود بعدالت رفتار کنید همانطور که می‏خواهید با شما به نیکی رفتار کنند.

از همه مردم پرهیزگارتر آن کسی است که حق را بر نفع و ضرر خویش بگوید.

فرمایشات امام خمینی در ارتباط با حضرت محمد(ص)

صلوات و سلام خداوند بر رسول خدا پیامبر عظیم‏الشأن که یک تنه قیام فرمود در مقابل بت‏پرستان و مستکبرین و پرچم توحید را به نفع مستضعفین به اهتزاز درآورد و از قلت عُده و عدد نهراسید و با عده قلیل بدون ساز و برگ جنگی و با نیروی ایمان و قدرت تصمیم بر سرکشان و ستمکاران تاخت و ندای توحید را در کمتر از نیم قرن بر بزرگترین معموره جهان به گوش جهانیان رسانید.

پیغمبر اکرم(ص) با عدد کم لکن با تأیید الهی مقاصد خودش را پیش برد و دنیا را تحت تأثیر خودش قرار داد.

اسلام آنقدر عزیز است، آنقدر بزرگ است که پیغمبر اسلام و اهل بیت آن بزرگوار، هستی خودشان را، همه چیز خودشان را در راه اسلام فدا کردند.

پیغمبر بزرگ اسلام(ص) با آن زحمات و رنج‏های طاقت فرسا در راه هدف، از جهاد ستمکاران تا آخر عمر دست نکشید.

رسول اللّه پایه سیاست را در دیانت گذاشته است.

پیامهایی در ارتباط با رسول اکرم(ص)

رحلت جانگداز

ای رسول حق از رحلت تو چه بگوییم و چه بنویسیم که براستی وصف این غم بزرگ، این رحلت جانگداز و وصف این مصیبت کبری و داهیه عظمی در توان کدامین قلم و کدامین بیان است؟

لحظات سنگین و اندوهناک

آسمان بر بام خانه پیامبر منتظر است، انگار که کواکب از حرکت باز ایستاده‏اند و زمین دیگر نمی‏چرخد، در این لحظات سنگین و اندوهناک گویی این محمد نیست که از دار دنیا می‏رود بلکه کل انبیا و پیامبران هستند که از این جهان می‏روند.

غم او

اینک او امتش را تنها می‏گذارد و از این سرای فانی به سرای باقی می‏شتابد، او از رفتن غم ندارد، اندوه از رحلت و ترک این جهان خاکی ندارد. اگر غمی و اندوهی بر سینه‏اش سنگینی می‏کند ناراحتی و بی‏تابی از برای امت نوپایی است که یک مکتب الهی را پذیرفته است و به همین خاطر در مقابل دشمنان داخلی و خارجی زیادی قرار گرفته است. غمش غم امتی است که باید حرکتش را به سوی اللّه یک لحظه متوقّف نسازد. چه رنجها که برای این حرکت متحمل نگشت و چه حرفها که از دوست و دشمن نشنید، اگر در دل همیشه به یاد و فکر امت بود بخاطر عشقی بود که به خدای امّت داشت.

پدر مهربان

اینک «پدری مهربان» از دنیا می‏رود، پدری بی‏مانند جهان را ترک می‏گوید و آنگاه که بی‏تابی و بی‏قراری دخترش را نظاره می‏کند خطاب به او چنین می‏فرماید: «فاطمه عزیزم، غصه به خود راه مده که تو اوّلین کسی هستی که به دیدار من می‏شتابی.

پیامبر، پیشاهنگ انقلابی انسانی

پیامبر گرامی اسلام(ص) پیشاهنگ انقلابی انسانی بود تا بندگان حتی زبونان و مترودان از رحمت الهی، بار دیگر بتوانند به مقام قرب و اتصال با ملکوت دست یابند.

اخلاق حسنه

حضرت محمد(ص) با اخلاق حسنه و خوی الهی گونه خویش، قوم وحشی و عصیان‏گر آن زمان را از آتش جهالت و هلاکت رهانید و به آنها عزّت و کرامت انسانی را آموخت.

ساده زیستی

یکی از وجوه مهم شخصیتی پیامبر اکرم(ص) ساده زیستی آن حضرت است. پیامبر(ص) با زندگی ساده و بی تکلّف خود، الگویی تمام برای همه رهروان هستند که می‏کوشند از گذرگاه دنیا سبکبال به سوی آخرت گام بردارند.

منادی آزادی

اسلام دین آزادی و آزادی خواهی است. آزادی انسانها از قیود بندهای بندگی و بردگی شیطان و دیگر انسانها و رسول راستین اسلام، بزرگترین منادی آزادی و آزادی خواهی برای رهایی و رستگاری بشر بود.

پیامبر رحمت

حضرت محمد(ص) پیامبر رحمت و رأفت است. ایشان با عطوفت و بلند نظری، احکام و مبانی شریعت نبوی را به شیوه‏های پسندیده و در عین حال، متین و محکم بیان نمودند و در ترویج و نشر معارف حقه دین و هدایت آن به بهترین نحو ممکن اقدام کردند.

سرچشمه خوبیها

سرچشمه خوبیها و حقانیتها، عدالت است و عدالت در ذات و جوهره نبی اکرم اسلام می‏درخشد. ایشان نه تنها خود در نگرشهای اجتماعی و امور حکومتی، قسط و عدل را عملاً پیاده کردند بلکه جانشین عدالت‏گستری را همچون علی(ع) در دامن خویش پروراندند.

حکمت پرچمدار آیین شریعت

تمدن اسلامی از یکسو با قدمت غرورانگیز خود و از سوی دیگر با جامعیتی که دارد همچنان به عنوان یکی از درخشان‏ترین تمدنهای انسانی مطرح و پاسخگوی نیازهای بشریت است و این میسور نبوده است مگر با ایمان مستحکم و حکمت و تفکّر بلند پرچمدار آیین شریعت، یعنی حضرت محمد(ص).

محمد امین

امانتداری از معدود خصایص است که بیشترین بار مسئولیت را بر عهده آدمی می‏نهد. به عبارتی دیگر، امانتداری، مسئولیتی سنگین است که به خودسازی و اراده‏ای قوی نیازمند است و حضرت رسول صلوات الله علیه و آله موصوف به این صفت بزرگ بوده و همواره در میان مردم روزگار خود به محمد امین اشتهار داشته‏اند.

چراغ همیشه روشن

رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) اگر چه صدمات جبران ناپذیری را بر پیکره جامعه تحمیل کرد اما چراغی را که ایشان برافروختند هیچگاه به خاموشی نگرایید و هرگز راهی را که در پیش گرفته بودند از میان نرفت. براستی پیامبر چراغ همیشه روشن تاریخند.

1 دانشنامه حضرت محمد(ص)
|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در چهارشنبه سی ام بهمن 1387 ساعت 21:55 |

کربلا
وضع جغرافیایی استان کربلا

    خیابان های مهم کربلا 

    مردم کربلا و زبان آنان 

    گسترش و توسعه ی کربلا  

     مسجدهای  کربلا 

    کشاورزی در کربلا 

    آرامگاه های امام زادگان ، علما و بزرگان در کربلا 

    دیگر اماکن متبرکه در کربلا و حومه ی آن می پردازیم:

    1تل زینبیه

    2- خیمه گاه حسینی

    3- مقام حضرت امام صادق علیه السلام

    4- مقام حضرت صاحب الزمان امام مهدی علیه السلام 

    5- موقف شیر فضه 

    6- محل "کف العباس علیه السلام"

 

 

مقدمه

 

سرزمین مقدس کربلا از اولین روز خلقت زمین و آسمان ، به تمامی پیامبران و فرستادگان الهی شناسانده شده است ؛ و هر یک از آنان که بر آن پا گذاشته اند ، گریه و زاری و عزاداری بر مصیبت های امام حسین (علیه السلام) کرده اند. ولذا از دوران قبل نیز این مکانف از احترام ویژه ای برخوردار بوده است .

پس از شهادت آن بزرگوار ، فرزندان و دیگر افراد خانواده و دوستداران و ارادتمندان ایشان همواره سعی بر عمران و آبادانی هر چه بیشتر و باشکوه تر آرامگاه و اطراف آن را داشته اند؛ در حالی که در مقابل دشمنان و بدخواهان ، در خرابی و ویرانی این مکان مقدس از هیچ تلاشی فروگذار نکردند.

اما به هر حال ، به کوری چشم تمامی آن کینه توزان ، روز به روز بر جمع دوستان و زائران این بارگاه مقدس افزوده می شود .

 

فهرست

وضع جغرافیایی استان کربلا

 

امروزه استان کربلا ، بین خط نصف النهار 43 درجه و 55 دقیقه در شرق گرینویچ و خط عرضی 34 درجه و 45 دقیقه شمال خط استوا قرار دارد.

 این استان ، از طرف شمال به استان های : " حله " و " رمادی " ، از غرب  به " رمادی " ، از جنوب به  " دیوانیه " ، و از شرق به استان "حله " محدود است . مرکز استان شهر مقدس کربلا می باشد.

آب و هوای آن در تابستان گرم و در زمستان ، بارندگی نسبتا ً خوبی دارد.

مساحت استان کربلا در حدود 513 کیلو متر مربع است ، و در جنوب غربی رودخانه ی فرات در فاصله ی 104 کیلومتری بغداد قرار دارد ، یک خط راه آهن ، کربلا را به بغداد متصل می کند.

  فاصله ی کربلا تا آرامگاه حر بن یزید ریاحی  رحمه الله ، 7 کیلومتر ، تا نجف اشرف 78 کیلومتر، و تا حله 45 کیلومتر است .

  در حال حاضر یک شاخه از رود فرات به نام " نهر حسینیه " آب شهر مقدس کربلا را تأمین و زمین های کشاورزی را سیراب می سازد.

بر اساس شرائط و دگرگونیهای تازه در این منطقه بافت قدیمی آن تغییراتی کرده و با افزایش سکونت در این شهر مقدس شکل آن و نمای کلی آن نیز با تغییراتی همراه بوده ، ولیکن به طور کلی می توان مشخصات شهر را اینگونه توصیف کرد.

 

فهرست

 

 خیابان های مهم کربلا

 

1- خیابان حضرت علی اکبر علیه السلام که دو بارگاه ملکوتی حضرت ابا عبد الله الحسین و حضرت ابو الفضل (علیهما السلام) را به یکدیگر متصل می کند.( بلوار بین الحرمین )

2- خیابان امام علی علیه السلام که از دروازه ی بغداد تا شهرک کربلا به نام "مدینه الحسین" امتداد دارد.

3- خیابان " ابو الفهد" ، از رو به روی درب قبله ی بارگاه حضرت عباس علیه السلام شروع و به قبرستان " وادی السلام " منتهی می شود.

5-خیابان "خیمه گاه "، از در وازه ی نجف ( یا دروازه ی حله ) شروع و پس از گذشتن از مقابل خیمه گاه حسینی به آرامگاه حر بن یزید ریاحی خاتمه می یابد.

 

فهرست

 

مردم کربلا و زبان آنان

 

  بیشتر شهروندان کربلا ایرانی الاصل هستند، و گروهی نیز پاکستانی ، هندی و یا افغانی های شیعه هستند که سالیانی دراز و چندین نسل در این شهر مقدس سکونت داشته اند.

عرب های عراقی الاصل ، بسیار اندک اند و از نسل ترک های عثمانی نیز بوده که پس از به وجود آمدن دولت عراق به تابعیت آن در آمده اند.

  ساکنین کربلا افرادی دارای سرمایه ، کسب ، تجارت و یا املاک و مستغلات و باغ ها هستند. گروهی هم به کشاورزی و کارهای خدماتی مشغول اند، بسیاری از فرزندان و نوادگان ایرانی با گذشت زمان و تولد در کربلا ، تغییر تابعیت داده و با گرفتن شناسنامه ی جدید، اینک عراقی به شمار می آیند.

به علت سکونت و رفت وآمد فارسی زبان ها ، تقریباً در تمام اطراف شهر به فارسی مخلوط با عربی صحبت می شود.

 

فهرست

 

گسترش و توسعه ی کربلا

 

در سال 1955 میلادی با اقدام استان دار وقت ، در دو کیلومتری جنوب کربلا ، شهرک جدیدی به نام " مدینه الحسین علیه السلام" پایه ریزی شد. به دنبال آن و با ایجاد شرائط ، شهرک های جدیدی در اطراف شهر ساخته شد که مهم ترین آن ها :

حی العلقمی ، حی الحر ، حی العلماء ، حی المعلمین ، حی الموظفین و حی السعدیه می باشد.

  آب آشامیدنی و برق شهر هم با دگرگونی های بسیار مواجه بوده و مدتی به وسیله ی  سازمان ها و ادارات دولتی تأمین و اداره  می شود.

در گذشته ، شهر کربلا دارای سه محله ( منطقه ) بود ، که پس از کودتا و روی کار آمدن رژیم  بعثی و افزایش جمعیت شهر ، اینک دارای دوازده محله شده است که عبارتند از :

1- محله ی  باب الطاق .

2- محله ی  باب السلامه .

3-محله ی باب بغداد.

4-محله ی باب النجف .

5- محله ی عباسیه ( که خود به دو محله ی عباسیه ی شرقیه و عباسیه ی غربیه تقسیم شده است ) .

6- محله ی مخیم .

7- محلهی سعدیه .

8- حی الحسین علیه السلام .

 9- حی المعلمین .

10- حی الموظفین .

11- حی العلماء.

12- حی الحر .

 

فهرست

 

مسجدهای  کربلا

 

در حدود دویست مسجد در این شهر مقدس بدست بزرگان و علما و ارادتمندان اهل بیت (علیهم السلام) بنا شده است؛ اما متأسفانه به علت های گوناگون ، از جمله توسعه ی حرم حسینی و تغییرات در بافت شهر ، همچنین بی توجهی و عدم رسیدگی ، بسیاری از آنها منهدم شده و از بین رفته اند.

ما در اینجا تنها به ذکر چند نمونه از این اماکن بسنده  می کنیم :

1- مسجد عمران بن شاهین : که در قرن هفتم هجری بنا شد ودر طرح توسعه ی حرم مطهر ، جزئی از حرم شد واینک اثری از آن باقی نمانده است .

2- مسجد سردار حسن خان : این مسجد ، اضافه بر قدمت تاریخی ، از نظر مهندسی و معماری نیز بسیار زیبا بوده و هم اکنون بخشی از حایر حسینی است و از آن اثری وجود ندارد.

3- مسجد ناصری : این مسجد در سال 1276 ه.ق. به دستور ناصر الدین شاه قاجار بنا شد، و اکنون در فلکه ی حسینی  واقع شده و از بین رفته است .

4- مسجد آقا باقر بهبهانی : که در قرن دوازدهم هجری بنا شد، و یک بار نیز نوسازی شده است .

5- مسجد صاحب حدائق : که به همت شیخ یوسف بحرینی رحمه الله ، معروف به : "صاحب حدائق " بنا شده است، و چندین بار تعمیر و بازسازی شده است .

6- مسجد شیخ خلف : که از جمله قدیمی ترین مسجدهای کربلا است ، در محله ی " باب السلامه " واقع شده است و به صورت زیبایی بازسازی شده است .

7- مسجد شهرستانی :  که در سال 1189 ه.ق. به دست آیت الله العظمی میرزا مهدی شهرستانی رحمه الله بنا شد و به علت وسعت  قابل توجه آن ، به " مسجد الکبیر " معروف بود ؛ اما در سال 1356 ه.ق. ، بخش اعظم آن ضمیمه ی فلکه ی حسینی شد و باقی آن که در مقابل " باب الشهداء" است ، تجدید بنا شد.

8- مسجد حاج میرزا علی نقی : که به کوشش حجت الاسلام سید علی طباطبایی رحمه الله صاحب "ریاض" در سال 1220 ه.ق. بنا شد و بعد از ایشان ، نوه ی ایشان مرحوم حاج میرزا علی نقی طباطبایی ، ساختمان آن را به انجام رسانید ولذا به نام او خوانده می شود .

این مسجد در اثر گذشت زمان و عدم رسیدگی رو به ویرانی می رفت که گروهی از مؤمنین و بازرگانان آن را تجدید بنا کردند.

 

فهرست

 کشاورزی در کربلا

 

رونق و  پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کربلا  بر دو پایه ی کشاورزی و سفر زائران به این شهر مقدس است ، لذا رکود و یا تغییر هر یک از این دو باعث رکود اقتصادی منطقه می شود.

در بخش کشاورزی ، محصول آن: خرما ، مرکبات ، انواع صیفی جات ، میوه ها و سبزی های گوناگون است ، که گاهی مازاد بر مصرف محلی به شهر های دیگر عراق صادر می شود.

نکته ی جالب این که : زمین های غربی رود حسینیه و شمال رود رشدیه که تا شهر مسیب ادامه دارد ، به علت شوره زار بودن ، محصول بسیار اندکی به دست می آید.

به همین جهت ، بیشتر زمین های این محدوده را نخلستان ها تشکیل می دهد. در حالی که زمین های مقابل آن ، یعنی واقع در شرق رود حسینیه و جنوب رود رشدیه با مساحتی سه برابر آن ، بسیار حاصلخیز است.

 

فهرست

 

آرامگاه های امام زادگان ، علما و بزرگان در کربلا

 

1- مرحوم شریف حسین ، ملقب به ابو احمد، فرزند موسی بن محمد بن موسی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر علیهما السلام ، پدر بزرگوار شریف رضی و مرتضی ، که در سن نوزده سالگی دار دنیا را وداع گفت و در قسمت پشت سر حرم مطهر حسینی دفن شد.

2- محمد الحسین ، ملقب به سید رضی ، برادر سید مرتضی ، که در ششم محرم سال 406 هجری قمری در بغداد فوت کرد.

3- سید ابو القاسم بن محمد بن علی بن الحسین، معروف به "ابو الثمانین" و ملقب به سید مرتضی ، برادر سید رضی ، که در پنجم ربیع الاول سال 436 هجری قمری از دنیا رفت .

4- سید علی ، فرزند سید محمد علی طباطبایی ، صاحب "ریاض" که در سال 1215 هجری قمری در گذشت و در قسمت پایین پای شهدای عظیم الشأن کربلا به خاک سپرده شد.

5- مرحوم جمال الدین احمد ، فرزند محمد بن فهد حلی ، مؤلف کتاب هایی از جمله : "عده الداعی" ،"شرح

 ألفیه ی شهید" و " الارشاد"، که در سال 741 هجری قمری در گذشت . مقبرهی او در خیابانی به نام" ابن فهد" واقع شده دارای گنبد و بارگاه نیز هست .

از دیگر علما می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1- شیخ ابراهیم ، فرزند علی بن حسین عاملی کفعمی ، مؤلف کتاب هایی چون :"البلد الامین" و "المصباح" .

2- آیت الله عبدالله تستری .

3-آیت الله یوسف بن احمد بحرینی ، مؤلف کتاب "الحدائق".

4-آیت الله آخوند ملا محمد حسین یزدی ، مؤلف کتاب "مهیج الاحزان".

5- آیت الله شیخ زین العابدین مازندرانی حایری .

7- آیت الله میرزا محمد تقی شیرازی .

علاوه بر موارد فوق الذکر، از دولتمردان خاندان آل بویه ، مانند رکن الدوله و معز الدوله نیز در صحن حسینی علیه السلام دفن بوده اند که در طرح گسترش حرم مطهر به صحن بزرگ تبدیل شد.

همینطور از خاندان قاجار می توان مدفون در حرم می توان به مظفر الدین شاه و محمد علی شاه اشاره کرد.

مقبره ی میرزا تقی خان امیر کبیر نیز در حجره ای در رواق شرقی حرم مطهر امام حسین علیه السلام قرار دارد.

 

فهرست

 

 

دیگر اماکن متبرکه در کربلا و حومه ی آن می پردازیم:

 

1-   تل زینبیه

 با بیرون آمدن از صحن مطهر، از سمت جنوب غربی ( درب زینبیه) و پس از گذشتن از میدان و بالا رفتن از چندین پله به ساختمان تل زینبیه می رسیم.

درباره ی این جایگاه ، در کتاب "تاریخ وجغرافیای کربلای معلی " آمده:

" حضرت زینب سلام الله علیها، در روز عاشورا ، برای آگاهی بیشتر از اوضاع میدان و دیدن صحنه ی جنگ ، بارها از خیمه ها هراسان و نگران و شیوه کنان به این تپه که مرتفع و مشرف بر میدان جنگ بوده ، تشریف می آوردند، و بسیار ناله و شیون سر می دادند.

چه سخت و طاقت فرساست دیدن صحنه هایی که در آن فرزند امیرالمؤمنین ، حیدر کرار، قهرمان بدر و احد و حنین و برادر رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و جگرگوشه ی زهرای اطهر سلام الله علیها متحمل این مصائب می شوند، و اگر نبود، دست ولایتی که حضرت سید الشهدا علیه السلام بر سر و سینه ی ایشان کشیدند، چگونه تحمل این صحنه ها را تاب می آوردند؟

 

فهرست

    2- خیمه گاه حسینی

در همین قسمت (جنوب غربی بارگاه مقدس حضرت امام حسین علیه السلام ) پس از گذشتن از خیابانی چند صد متری ، به محل معروف به خیمه گاه می رسیم که اخیرا تغییراتی کرده.

اینجا از ماتم سراهایی است که دل شیفتگان و دوستداران حضرت امام حسین علیه السلام و یاران به همتایشان را سخت آزرده و به درد می آورد.

به محض یادآوری آن روز جانسوز ، ذره ای از وضع و حال و مصیبت های حضرت امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب کبری سلام الله علیها و دیگر زنان ، کودکان یتیم، داغدیده ، مصیبت زده ، پریشان وبی پناه و کتک خورده ی کاروان حسینی ، به ویژه در عصر عاشورا و به هنگام آتش زدن خیمه ها به دست دشمنان کافر؛ بی اختیار سیلاب اشک از دیدگان حاضران و زائران جاری می شود و ناله و فغان آنها از اعماق وجودشان بر می خیزد.

 

فهرست

3    - مقام حضرت امام صادق علیه السلام

 این محل در کنار رودخانه ی "حسینیه " قرار دارد. (اشاره شد که این نهر، انشعابی از رودخانه ی فرات است که کربلا را آبیاری می کند) و معروف است که این محل ، جایگاهی است که آن امام بزرگوار هنگام ورود به کربلا ، نخست در این محل با آب فرات غسل نموده ، سپس به زیارت قبر مطهر جد بزرگوارشان و دیگر شهدای کربلا می شده اند.

 

فهرست

    4- مقام حضرت صاحب الزمان امام مهدی علیه السلام

 این مقام نیز در کنار رود حسینیه قرار دارد و بسیار مورد توجه و احترام - به ویژه مردم کربلا- است . و نذر و نیازهای فراوانی به آنجا می برند.

 

فهرست

    5- موقف شیر فضه

درباره ی این جایگاه ، نویسنده ی کتاب "تاریخ جغرافیایی کربلای معلی" این گونه آورده است که :

این جایگاه در خیابان بین الحرمین –در بازار مسگرها – واقع است ؛ بر آن نوشته شده کوچه ی شیر فضه .

خلاصه ی داستان این بوده که فضه ، کنیز مخصوص حضرت زهرا سلام الله علیها هنگام عاشورا در کربلا بوده و هنگامی که عمر سعد لعین دستورداد ، ده نفر با اسب های خود بر بدن مطهر شهدا بتازند، ایشان (فضه خاتون ) شیر ی را که در این محل بود ، خبر کرد و با آمدنش ، دشمن بر این جنایت خود، اقدام نکرد. اکثر صاحبان مقاتل معتبر ، این قضیه را نقل کرده اند. تاریخ جغرافیایی کربلای معلی ص 179

 

فهرست

    6- محل "کف العباس علیه السلام"

در قسمت شمال شرقی و جنوب شرقی صحن مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ، دو جایگاه و محل است که بر دیوار آن دو جایگاه عکس یک دست قطع شده ی خون آلود ، از کاشی نصب شده است .

گفته می شود : مکان هایی است که دست های مبارک آن حضرت از تن جدا شده و گویند که : نهر علقمه از همین محل می گذشته است ، از این رو ، این مکان بسیار مورد احترام و تکریم قرار می گیرد.

              

فهرست

 

 

حرم مطهر امام حسین (ع) - باب (درب) القبله

نمایی دیگر از حرم مطهر آقا ابا عبدالله الحسین (ع)

خودروی جالب مورد استفاده در خیابان های اطراف حرم برای جابجایی زایران

با اجرای طرح امنیتی پیرامون حرمین مطهر، خودروهای شخصی اجازه ورود به خیابانهای قرار گرفته در محدوده امنیتی را ندارند و استفاده از این نوع خودرو که به صورت رایگان صورت می پذیرد نقش موثری در جابجایی زایران پا به سن گذاشته دارد.

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

نمادی از کشتی نجات در میدانی در مقابل حرم مطهر

بین الحرمین

محدوده بین حرم مطهر امام حسین (ع) و حضرت عباس (ع) که به این نام معروف است

حرم مطهر حضرت قمر بنی هاشم (ع)

گلدسته های حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس(ع) در حال بازسازی هستند.

 حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس (ع) از نمایی دیگر

کف العباس

محلی که دست راست حضرت عباس (ع) در حماسه ماندگار عاشورا قطع شد

خیابان حضرت عباس (ع) - کربلا

 

تل زینبیه

رود فرات

مقام امام زمان (عج الله) در جوار نهر علقمه در کربلا

نهر علقمه - کربلا

اینجا همانجایی است که حضرت ابوالفضل (ع) صبح روز عاشورا برای آوردن آب با عبور از خطوط متعدد سپاه دشمن، خود را به این محل رساند و به هنگام بازگشت در حماسه‌ای که در همیشه تاریخ ماندگار خواهد ماند به شهادت رسید. این نهر شعبه‌ای فرعی از رود معروف فرات است.

مسجد سهله - نجف

مسجد کوفه - نجف

قبرستان معروف وادی السلام در نجف

 

 دریاچه نجف

جف یعنی خشک شده و نون اول نجف یعنی نیزار. روزگاری اینجا دریا بوده و براساس برخی مستندات تاریخی بقایای کشتی نوح در همین جا پیدا شده است.

|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 22:55 |

نجف اشرف

نجف اشرف ...جايگاههاى زيارتى...حرم مطهر امير المؤمنين على عليه السلام

نجف اشرف

اين شهر كه در 160 كيلومترى جنوب غربى بغداد و در كناره دشت‏بى آب و علف صحراى شام (بادية الشام) واقع است،داراى آب و هواى بسيار گرم و زمينى خشك و كم آب مى‏باشد.در منابع شيعه،روايات فراوانى درباره فضيلت و قداست‏سر زمين نجف آمده است،به همين جهت هر مؤمنى آرزوى زيارت اين سرزمين و زندگى و دفن شدن در آن را دارد،زيرا بنا به گفته روايات،هر كس در اين سرزمين مدفون شود،از عذاب قبر در امان است.امروزه اين شهر مركز يكى از استانهاى عراق و از شهرهاى مهم اين كشور بشمار مى‏رود.

جايگاههاى زيارتى اين شهر عبارتند از:

1-حرم مطهر امير المؤمنين على عليه السلام

آستان مقدس حضرت على عليه السلام در مركز شهر قرار دارد كه از يك گنبد طلايى عظيم و يك گنبد خانه و رواقهاى متعدد و يك صحن،با برخى ضمائم تشكيل شده است.نخستين ساختمان حرم مطهر در دوران هارون الرشيد عباسى بنا گرديد و پس از آن همواره در حال تجديد و عمران و توسعه بوده است.ساختمان امروزى از آثار صفويه است.گنبد عظيم و ايوان‏روحبخش آن،به دستور نادرشاه افشار با خشتهاى طلايى تزيين شده.آيينه كارى حرم به وسيله هنرمندانى از اصفهان در سالهاى دهه چهل شمسى انجام گرفت.قبر مطهر حضرت، درون صندوقى از خاتم و ضريحى نقره‏اى قرار دارد،صندوق خاتم از ساخته‏هاى دوران شاه اسماعيل صفوى است و از نفايس روزگار بشمار مى‏رود.ضريح مطهر توسط هنرمندان هندى و چينى درسال 1345 ه.ق.در هند به همت رهبر شيعيان اسماعيلى ساخته و تقديم حرم مطهر گرديده است.گرداگرد مرقد منور را از چهار سو رواق در بر گرفته است كه همگى به زيباترين شكل توسط هنرمندان ايران تزيين يافته است.حرم مطهر داراى صحن بسيار بزرگ و دلگشايى است كه اطراف مرقد مطهر را در بر گرفته است.اين صحن از ساخته‏هاى دوران صفوى است كه نماى آن با كاشيهاى‏خشتى زيبايى تزيين يافته و داراى دو ويژگى منحصر بفرد است:

نخست آن كه:در تمام فصول سال،هنگام ظهر شرعى،سايه از سمت‏شرق از ميان مى‏رود.

دوم آن كه:همواره نخستين اشعه آفتاب هنگام بامداد از ميان بازار بزرگ شهر گذشته و پس از عبور از دروازه صحن به ضريح مقدس مى‏تابد.

در گرداگرد صحن مطهر اتاقهايى قرار دارد كه همگى آرامگاه بزرگان است.صحن داراى چهار دروازه اصلى است كه بزرگترين آنها در سمت‏شرق واقع شده و به‏«باب الذهب‏»شهرت دارد. دومين دروازه در سمت‏شمال قرار گرفته و به‏«باب الطوسى‏»معروف است.

سومين دروازه در جنوب است‏به نام‏«باب قبله‏»و چهارمين آن در سمت غرب واقع شده و به‏«باب سلطانى‏»مشهور است.

حرم مطهر،داراى برخى بيوتات ضميمه است كه عبارتند از:

الف-مسجد عمران بن شاهين،كه در دالان منتهى به باب الطوسى قرار گرفته است.اين مسجد كهن،از بناهاى عمران بن شاهين،حاكم جنوب عراق در نيمه قرن چهارم هجرى است.

ب-مسجد خضراء،در زاويه شمال شرقى صحن است كه داراى تاريخ كهن مى‏باشد.اين مسجد در سال 1385 ه.به طرز زيبايى بازسازى گرديده و دهها سال يكى از مراكز اصلى تدريس در حوزه علميه نجف بشمار مى‏رفت.

ج-تكيه بكتاشيها،اين تكيه در دوره حاكميت عثمانيان بر عراق ساخته شده و محل تجمع و برگزارى مراسم صوفيان بكتاشى ترك بوده است.ساختمان اين تكيه كه امروزه به انبار آستانه تبديل شده در شمال غرب صحن واقع است.

د-مسجد بالاسر،در دالان سمت غربى صحن قرار گرفته و در محراب آن قطعاتى از كاشيهاى خشتى متعلق به قرن ششم هجرى به چشم مى‏خورد.

2-قبرستان وادى السلام‏اين قبرستان يكى از مقدسترين گورستانهاى مسلمانان و شيعيان است و در روايات آمده:«هر مؤمنى در شرق يا غرب جهان ديده از جهان بر گيرد به روح او ندا مى‏رسد كه به وادى السلام ملحق شو»و بدين منظور فرشته‏اى است‏به نام‏«ملك نقاله‏»كه ارواح مؤمنان را از سرتاسر جهان به اين گورستان مى‏آورد.

3-مقام حضرت حجت (عج)

اين مقام گورستان وادى السلام قرار دارد و جايگاه مقدسى است كه به آن حضرت نسبت داده مى‏شود.از اين رو مردم به زيارت و نمازگزاردن در آن مى‏پردازند.

4-آرامگاه حضرت هود و حضرت صالح عليهما السلام

اين آرامگاه در بخش آغازين گورستان وادى السلام واقع شده است.بنابر روايات اين دو پيامبر در اين‏سرزمين مدفون‏اند.

5-مقام حضرت زين العابدين عليه السلام

بنا به گفته روايات،جايگاهى است كه امام سجاد عليه السلام هنگام زيارت قبر جد خود،در آنجا به نماز ايستاده است،و اين مقام در مغرب شهر نجف واقع است.

6-صافى صفامسجدى است كه گفته مى‏شود امير مؤمنان عليه السلام در آنجا نماز گزارده و در گوشه‏اى از آن مدفن يكى از ياران حضرت قرار دارد.

7-مسجد حنانه‏اين مسجد در محله‏اى بدين نام،در ميانه بزرگراه نجف-كوفه قرار دارد،و جايى است كه بنا بر گفته‏روايات،هنگامى كه سر امام حسين عليه السلام در آن قرار داده شده،به ناله پرداخته و يا تعظيم كرده است،از اين رو به حنانه مشهور است.

8-آرامگاه كميل بن زياد نخعى‏اين آرامگاه در ميان بزرگراه نجف-كوفه قرار گرفته وداراى صحن وسيع و گنبد بزرگى است.كميل از ياران با وفاى حضرت على عليه السلام بود و دعاى كميل كه حضرت آن را به وى آموخت،مشهور است.

9-آرامگاه شيخ طوسى‏او كه يكى از مشاهير فقهاى امامية و مؤسس حوزه علميه نجف است، در سال 460 ه.وفات يافت و در خانه خود مدفون گرديد،اين مكان پس از مدتى تبديل به مسجدى گرديد كه طى ده قرن گذشته يكى از مراكز تدريس حوزه نجف شمرده مى‏شود. امروزه اين مسجد به نام‏«جامع الشيخ الطوسى‏»در شمال حرم مطهر و به فاصله كوتاهى از آن قرار دارد و نيز در گوشه‏اى از اين مسجد آرامگاه علامه آية الله سيد محمد مهدى بحر العلوم قرار گرفته كه از مشاهير علماى اماميه و متوفاى 1212 ه.است.

10-همانطور كه پيشتر گذشت،نجف آرامگاه جمع بسيارى از عالمان بزرگ است كه برخى از آنان عبارتند از:

×علامه حلى،در اتاقى كه در راهروى جنب گلدسته شمالى قرار دارد،مدفون است.

گفتنى است كه قبر حاج آقا مصطفى خمينى رحمة الله در همين مقبره قرار دارد.

×مقدس اردبيلى،در اتاقى كه در ايوان طلا و جنب گلدسته جنوبى واقع شده،مدفون است.

×سيد محمد كاظم يزدى،قبر او در مقبره بزرگى‏است كه در سمت‏شمال صحن مطهر قرار دارد.

×شيخ مرتضى انصارى،قبر وى درون اتاقى است كه در سمت غرب راهرو و دالان باب القبله قرار دارد.

×ميرزاى نائينى،مدفون در دومين مقبره پيش از زاويه جنوبى است.

×آخوند خراسانى،در مقبره جنوبى واقع در دالان باب الذهب قرار دارد.در نزديك او مدفن فقيه مشهور ميرزا حبيب الله رشتى و سيد ابو الحسن اصفهانى واقع است.

×آية الله بهبهانى،وى از رهبران مشروطيت‏بود كه به دست مخالفان و عوامل بيگانه ترور شد. قبر او در دومين مقبره پس از دروازه باب السوق،به سمت‏شمال قرار گرفته است.

×علاوه بر اين بزرگان،كه داراى مقابر مشهورى هستند،در صحن و حجره‏هاى اطراف آن نيز گروه زيادى از شخصيتهاى دينى مدفون‏اند كه برخى از آنان عبارتند از آيات عظام سيد محمد سعيد حبوبى،شربيانى،شيخ محمد حسن آشتيانى،سيد ابو القاسم خويى،سيد محمود شاهرودى،حاج آقا حسين قمى،شيخ الشريعه اصفهانى،سيد عبد الحسين شرف الدين.آقا ضياء الدين عراقى شيخ محمد حسين غروى اصفهانى،حاج محمد حسين امين الضرب و جز اينها.

11-مساجد مشهور نجف عبارتند از:

مسجد شيخ طوسى،كه در كنار مقبره ايشان واقع است‏و همچنان محل تدريس اساتيد حوزه نجف مى‏باشد.

مسجد شيخ انصارى،مشهور به مسجد تركها كه امام خمينى قدس سره در آن به اقامه نماز جماعت و تدريس مى‏پرداخت.

مسجد هندى،كه از مساجد بزرگ و مشهور نجف و يكى از مراكز تدريس در حوزه علميه نجف و در كنار آن كتابخانه آية الله حكيم و آرامگاه او قرار دارد.

مسجد خضراء،از مساجد مشهور نجف است كه سالها محل تدريس در حوزه علميه نجف بشمار مى‏رفت.

مسجد جواهرى،كه به علت دفن مرحوم صاحب جواهر رحمه الله در آن،بدين نام مشهور است.

12-مدارس دينى نجف

از آنجا كه شهر نجف از ده قرن پيش تا كنون،بزرگترين حوزه دينى بوده است،مدارس بسيارى در آن به هدف سكونت و تدريس طلاب ساخته شده كه مشهورترين آنها عبارتند از: مدرسه قوام،مدرسه آخوند،مدرسه سيد يزدى،مدرسه قزوينى،مدرسه سليميه،مدرسه جامعة النجف الدينية،مدرسه بخارائى،مدرسه صدر اعظم،مدرسه بادكوبى،مدرسه مهديه، مدرسه آية الله بروجردى،مدرسه ايروانى،مدرسه معتمد،مدرسه هندى،مدرسه شربيانى مدرسه خليلى،و مدرسه يزدى.

13-كتابخانه‏هاى نجف

نجف شهرى حوزوى و مركز علم و عالمان بوده و هست و از اين رو داراى كتابخانه‏هاى بسيار است كه معمولا در هر مدرسه كتابخانه‏اى وجود دارد،ليكن تعدادى از آنها مهمتر هستند كه عبارتند از:

×كتابخانه حيدريه،كه تاريخ آن به قرن چهارم هجرى و به دوره آل بويه مى‏رسد و داراى نسخه‏هاى بسيار نفيس است،امروزه در يكى از حجرات صحن مى‏باشد.

×كتابخانه امير المؤمنين،كه از سوى مرحوم علامه امينى (صاحب الغدير) در محله خويش ساخته شد و آرامگاه آن مرحوم نيز در جوار آن است.

×كتابخانه آية الله حكيم،كه در مجاورت مسجد هندى است.آرامگاه آن مرحوم در گوشه‏اى از مسجد قرار دارد.



نجف اشرف ـ حرم حضرت على عليه السلام




1ـ محل توقف اتوبوسهاى زائران ايرانى  
2ـ درب  
3ـ كفشدارى  
4ـ مقبره حاج آقا مصطفى خمينى  
5ـ ايوان طلا 
6ـ قبله  
7ـ ضريح  
8ـ محل برگزارى نماز جماعت  
9ـ وضوخانه  
10ـ دفتر و قبر شيخ عباس قمى  
11ـ درب باب قبله  
12ـ محل برگزارى نماز جماعت حياط 
13ـ راهرو 
14ـ محل برگزارى نماز جماعت  
15ـ درب شيخ طوسى  
16ـ مسجد و مقبره شيخ طوسى  
17ـ پاركينگ ماشينهاى شخصى  
18ـ خيابان  
19ـ بازار 
20ـ مقام حضرت على (ع)  
21ـ مقام امام زين العابدين (ع) 
22ـ درياچه نجف

...

بازسازي عتبات عاليات در كشور عراق در حالي شروع شده است كه كشور هنوز در اشغال نيروهاي مهاجم غربي است. نابودي حكومت صدام براي مردم عراق يك نقطة عطف تاريخي محسوب مي شود. بخصوص شيعيان پس از دهها سال اختناق مجالي براي تنفس پيدا كرده‌اند. بازسازي حرمهاي ائمة مدفون در سرزمين عراق در زمرة اولين گامهايي است كه برداشته مي‌شود. همزمان زائران ايراني كه براي سال هاي طولاني از زيارت منع شده‌اند با شور و هيجان راهي عراق مي‌شوند.
سابقة پژوهش در زمينة بازسازي مناطق جنگزده در دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي به اواخر سال 1360 يعني اولين روزهاي آغازين بازسازي مناطق جنگزده ايران برمي‌گردد. با تشكيل ستاد بازسازي عتبات عاليات و از سال 1383 عملاً همكاري و مشاوره با ستاد مذكور از سوي دانشكده آغاز شد. از ميانة سال 1385 همكاري‌ها گسترش يافت و عملاً دانشكده به عنوان مشاور مادر جهت طرح توسعة حرم اميرالمومنين در نجف اشرف انتخاب و از سوي ستاد عتبات عاليات ماموريت يافت.
حرم مطهر علوي قلب تپندة شهر نجف و هستة اوليه آنست. بدليل سياست هاي ضد شيعي صدام در طي سال هاي گذشته بافت شهر تاريخي يكهزار و دويست سالة نجف تا حدود زيادي در اوج محروميت دست نخورده باقي مانده است و محدودة حصار قديم شهر به صورت خيابان تا امروز قابل تشخيص است. علاوه بر آن در سال 1990 بدستور صدام بخشي از شهر تاريخي نجف به بهانة توسعة حرم مطهر و در اصل با هدف كنترل شورشهاي شيعيان به وسعت تقريبي /25000 متر مربع تخريب و تسطيح شده است.
هجوم زائران شيعي از اقصي نقاط عراق و از ايران شرايط جديدي را در شهر نجف بوجود آورده است. شهر براي پذيرش اين انبوه جمعيت آمادگي ندارد و در عين حال مي‌بايد خدمات و امكانات مورد نياز ايشان را فراهم كند.
اگرچه طرح توسعة حرم مطهر حيدري در مقياس معماري مطرح است ليكن بدلايل متعدد بررسي مسائل شهري آن نيز اجتناب‌ناپذير است. مسايلي از قبيل دسترسي‌هاي سواره و پياده و امثال آن. بنابراين واقعي‌تر خواهد بود كه در خصوص بازسازي شهر نجف قديم سخن بگوئيم.
عوامل متعددي كار طراحي و برنامه ريزي بازسازي را پيچيده مي‌كند. از جمله و در زمرة مهمترين آنها وجود ناامني است كه بر تمامي كشور و از جمله حيات شهر نجف سايه انداخته است. اين در حالي است كه شهر مقدس نجف در زمرة امن‌ترين شهرهاي عراق محسوب مي‌شود. از جملة ديگر عوامل درهم‌ريختگي نظام مديريت شهر و مشكل هماهنگي ميان ارگان‌هاي مختلف دولتي است. تعدد مراكز قدرت مردمي و سياسي نيز در زمرة مشكلات است. در حاشية شهر مقدس نجف بزرگترين گورستان جهان با نام وادي‌السلام قرار دارد كه از ديرباز شيعيان آرزو داشته‌اند پس از مرگ در آنجا به خاك سپرده شوند. ماجرايي كه تا امروز ادامه يافته است. وسعت گورستان در حد يك شهر بسيار بزرگ است و با توجه به شرايط پيش‌آمده نظامي و مشكلات امنيتي توسط نيروهاي اشغالگر به مقدار وسيع بمباران شده‌است. و بسياري از مقابر آن تخريب شده‌اند. عليرغم آن وادي‌السلام تا امروز هم به عنوان يك منطقة نا امن در حاشية شهر مطرح است.
هدف ما از طرح بازسازي شهر مقدس نجف و توسعة حرم مطهر، شناسايي ظرفيت‌هاي موجود جهت احياء توسط شهر از جمله احياء حوزه‌هاي علميه و كتابخانه‌هاي آن و همچنين فراهم كردن امكانات ارائه خدمات به زائران حرم مطهر مولي‌الموحدين است. محدوديت‌هاي موجود از جمله ضرورت حفظ بافت باارزش تاريخي نجف و بناهاي ارزشمند موجود در آن و همچنين مجاورت وادي‌السلام از سوي ديگر، مهم‌تر از همه ضرروت رعايت شئون معنوي حرم و شهر مقدس كاربرنامه‌ريزي و طراحي بازسازي شهر و توسعة حرم مطهر را مشكل مي‌نمايد.

|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 ساعت 22:44 |

قبرستان وادی السلام

وادي السلام يکي از مکان هاي مقدس نجف است که در آن هزاران نفر به خاک سپرده شده اند از جمله قبر تعدادي از پيامبران و بسياري از سادات، صالحان و بزرگان دين نيز در آن است. اين قبرستان قديمي و تاريخي نجف اشرف در شمال شرقي شهر واقع است و بيست کيلومتر مربع مساحت دارد. قدمت آن به بيش از هزار سال مي رسد و بسياري از قبرهاي آن داراي بقعه و گنبد است. ...


 






















در گوشه و کنار دنيا اماکن زيادي وجود دارد که هرکدام به نحوي ميعادگاه عاشقان و شيفتگان حضرت مهدي عليه السلام بوده اند ولي در ميان تمام اين مجموعه ها مقام حضرت مهدي(عج) در وادي السلام نجف اشرف، يکي از قديمي ترين مقامات منتسب به حضرت بقيه الله ارواحنا فداه مي باشد. وجود مقام هود و صالح و گنبد و بارگاه بر فراز قبر آن دو پيامبر عظيم الشان و تصريح معصومان بر دفن آنها در اين مکان، از قدمت بسيار زياد اين مکان حکايت مي کند. پيکر چندين تن از علماي تشيع هم در اين مکان مقدس مدفون است.


مولاي متقيان، اميرمومنان، حضرت علي عليه السلام به هنگام ترسيم خط سير حضرت بقيه الله (ارواحنافداه) در روزهاي آغازين ظهور به سوي پايتخت دولت کريمه مي فرمايد:


گويي او را با چشم خود مي بينم که از «وادي السلام» عبور کرده، بر فراز اسبي که سپيدي پاها و پيشاني اش مي درخشد و برق مي زند، به سوي مسجد سهله در حرکت است و زير لب زمزمه اي دارد و خداي را اينگونه مي خواند: لااله الا الله حقا حقا....»


وادي السلام بزرگترين قبرستان جهان اسلام


از ديگر جلوه هاي زيباي وادي السلام در يوم الله رجعت، بازگشت 27 تن از ياران خاص حضرت بقيه الله(عج) در سرزمين وادي السلام است، چنانکه امام صادق عليه السلام مي فرمايد:


حضرت قائم عليه السلام تعداد 27 تن (از ياران خاص خود) را از پشت کوفه بيرون مي آورد، که 15 تن از آنها از امت حضرت موسي عليه السلام است، 7 تن از آنها اصحاب کهف مي باشند، 5 نفر ديگر عبارتند از: يوشع بن نون، سلمان، ابودجانه انصاري، مقداد و مالک اشتر. اين 27 تن ياران حضرت قائم(عج) و فرماندهان امت به فرمان او مي باشند»


ديلمي از امام صادق عليه السلام روايت کرده که ايشان فرمودند:
هيچ مومني در شرق يا غرب دنيا نمي ميرد، جز اين که روحش را خداوند متعال به سوي وادي السلام گسيل مي دارد.


راوي پرسيد: وادي السلام کجاست؟ فرمودند:
در ميان صحراي کوفه و نجف مي باشد، گويي با چشم خود مي بينم که مخلوقات بسياري بر فراز منبرهايي از نور نشسته با يکديگر سخن مي گويند.

قبرستان وادي السلام

وادي‌السلام قبرستان قديمي و تاريخي است كه در شمال شرقي شهر نجف واقع شده است. اين مكان مقدس كيلومترها مساحت دارد و قدمت آن به بيش از هزاران سال مي‌رسد. در آن قبور تعدادي از پيامبران وبسياري از سادات، صالحان، بزرگان و علماي دين قرار دارد و بسياري از قبرهاي آن داراي بقعه و گنبد مي‌باشد. وجود مقام حضرت هود عليه السلام و صالح عليه السلام و گنبد و بارگاه برفراز قبر آن دو پيامبر عظيم الشأن و تصريح معصومان عليهم السلام بر دفن آن‌ها در اين مكان، از قدمت بسيار زياد اين مكان حكايت مي‌كند. دفن آدم ابوالبشر  عليه السلام و نوح پيامبر عليه السلام در نجف اشرف، دليل روشني است بر اين كه قديمي‌ترين مقبره بر روي كره خاكي در همين منطقه است.

مقام امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در قبرستان وادي السلام

در داخل قبرستان بزرگ و قديمي وادي‌السلام مقامي وجود دارد كه در طول قرن‌ها به مقام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف شهرت داشته است. اين مقام در سمت غربي قبرستان واقع شده است و براي آن مقام، گنبد و بارگاهي است و داراي محرابي است كه درون آن سنگ مرمري قرار دارد كه زيارتنامه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بر آن نقش بسته است.

در سمت راست مقام، چاهي قرار دارد كه زائران و عشاق امام عجل الله تعالي فرجه الشريف از آب آن تبرك مي‌جويند.

اهميت مقام امام زمان در وادي السلام

در طول قرنهاي متمادي عاشقان و مواليان امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف از راه‌هاي دور و نزديك به عشق كعبه مقصود خويش به اين مكان شريف آمده و به راز و نياز پرداخته‌اند. در اين مكان مقدس، صدها عاشق توفيق تشرف خدمت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف را پيدا كرده و كرامات بي‌شماري را از آن بزرگوار مشاهده كرده‌اند. چه بسيار بيماران صعب العلاجي، كه با نفس مسيحايي آن حضرت شفا يافته‌اند و چه حاجت‌منداني كه در اين مكان مقدس پس از يك عمر «يابن الحسن» گفتن، حاجت‌روا گشته و به مقصود خويش رسيده‌اند و از بوستان وجود شريفش خوشه برچيدند.

در طول قرون و اعصار، قبرستان وادي‌السلام محل راز ونياز و خلوت اهل دل بوده است و بسياري از فقها، علما و صلحا ساعاتي از روز را در وادي‌السلام به تفكر و عبادت مي‌پرداختند؛ چنانچه در حالات مرحوم مجلسي آمده است كه در ايام تشرف خود به نجف اشرف، شبها در حرم مطهر و روزها در مقام حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف در وادي‌السلام به عبادت و رياضت مشغول بوده است.

1. اين مكان محل عبور امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف و يارانشان به سوي كوفه مي‌باشد. حضرت علي عليه السلام مي‌فرمايند: «گويي او را با چشم خود مي‌بينم كه از «وادي السلام» عبور كرده و بر فراز اسبي كه سپيدي پاها و پيشاني اش مي‌درخشد و برق مي‌زند به سوي مسجد سهله در حركت است و زير لب زمزمه‌اي دارد و خداي را اين گونه مي‌خواند: لااِلهَ الاّ الله حَقّاً حَقّاً...».[1]

2. اين مكان محل ديدار رسول خدا صل الله عليه و آله وسلم و اميرالمؤمنين عليه السلام است؛ رسول خدا صل الله عليه و آله وسلم به اميرالمؤمنين علي  عليه السلام فرمود: «انت اخي و ميعاد ما بيني و بينك وادي السلام؛ تو برادر من هستي، وعدة ديدار من و تو در وادي‌السلام است.»[2]

3. وادي‌السلام محل رجعت[3] عدة كثيري از انبيا، اوصيا، صلحا و مؤمنان در زمان رجعت خواهد بود.

4. ارواح مؤمنين و مؤمنات در وادي‌السلام گرد مي‌آيند؛ چنانچه علما در كتابهاي معاد به اين نكته اشاره كرده‌اند. در طول تاريخ، علما و بزرگان وصيت مي‌كردند تا جنازه آنها دراين قبرستان دفن شود. از امام صادق عليه السلام نقل شده است: «هر مؤمني كه در شرق يا غرب عالم از دنيا برود، خداوند روحش را به وادي‌السلام مي‌برد».[4] از اين قبرستان هفتاد هزار نفر بدون حساب وارد بهشت مي‌شوند. اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي‌فرمايد: «در اين سرزمين ارواح مؤمنان دسته دسته با يكديگر صحبت مي‌كنند و هر مؤمني در هر جايي از زمين بميرد، به او گفته مي‌شود: به وادي‌السلام ملحق شو كه وادي‌السلام جايگاهي از بهشت است.[5] و روايت شده است كه عذاب قبر و سؤال نكير و منكر از كسي كه در اين قبرستان دفن شود، برداشته مي‌شود.[6]

 


|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387 ساعت 18:8 |

نحوه ایجاد یک کابل

کابل کشی شبکه : ايجاد کابل Straight 
کابل کشی شبکه يکی از مراحل مهم در زمان پياده سازی يک شبکه کامپيوتری است که می بايست با دقت،ظرافت خاص و پايبندی به اصول کابل کشی ساختيافته ، انجام شود. برای ايجاد کابل های UTP از تجهيزات زير استفاده می گردد :

تجهيزات مورد نياز

 کانکتورهای RJ-45

 کابل UTP

 آچار پرس RJ-45 سيم لخت کن

يکی از عوامل تاثير گذار در پشتيبانی و نگهداری يک شبکه ، نحوه کابل کشی آن است . با رعايت اصول کابل کشی ساختيافته ، در صورت بروز اشکال در شبکه ، تشخيص و اشکال زدائی آن با سرعتی مناسبی انجام خواهد شد .

مراحل ايجاد يک کابل :  بدون هيچگونه توضيح اضافه !

مرحله دوم

مرحله اول

مرحله چهارم

مرحله سوم

مرحله پنجم

مدل های متفاوت کابل کشی کابل های UTP
به منظور کابل کشی کابل های UTP از دو استاندارد  متفاوت  T-568A و T-568B استفاده می گردد . نحوه عملکرد دو مدل فوق يکسان بوده و تنها تفاوت موجود به رنگ زوج هائی است که به يکديگر متصل می شوند.در کابل های UTP از کانکتورهای استاندارد و چهار زوج سيم بهم تابيده استفاده می گردد :

  • زوج اول : آبی و سفيد/ آبی

  • زوج دوم : نارنجی و سفيد /نارنجی
  • زوج سوم : سبز و سفيد/ سبز
  • زوج چهارم : قهوه ای و سفيد / قهوه ای

در شبکه های 100/10 Mbit از زوج های دو و سه استفاده شده و  زوج های يک و چهار رزو شده می باشند . در شبکه های گيگااترنت از تمامی چهار زوج استفاده می گردد. کابل های CAT5 متداولترين نوع کابل UTP بوده که دارای انعطاف مناسب بوده و نصب آنان بسادگی انجام می شود .

ايجاد يک کابل UTP به منظور اتصال کامپيوتر به هاب ( معروف به کابل های Straight )
اترنت عموما" با استفاده از هشت کابل هادی به همراه هشت پين ماژولار plugs/jacks  ، داده را حمل می کند . کانکتور استاندارد،  RJ-45 ناميده شده و مشابه کانکتور استاندارد  RJ-11 است که در تلفن استفاده می گردد. يک رشته کابل CAT5 شامل چهار زوج سيم بهم تابيده است که هر زوج دارای دو رشته سيم با رنگ هائی خاص است . (يک رشته رنگی و يک رشته سفيد با نواری به رنگ رشته زوج مربوط  ) . به منظور تسهيل در امر نگهداری ، می بايست به اندازه ضروری سيم های بهم تابيده را از حالت پيچش خارج نمود ( مثلا" حدود يک سانتيمتر ) . زوج های در نظر گرفته شده برای اترنت ده و يکصد مگابيت به رنگ نارنجی و سبز می باشند . از دو زوج ديگر ( رنگ قهوه ای و آبی ) می توان به منظور يک خط اترنت دوم و يا اتصالات تلفن استفاده نمود . 
به منظور کابل کشی کابل های UTP از دو استاندارد متفاوت با نام   T-568B ( يا EIA ) و T-568A ( يا AT&T ، 258A ) ، استفاده می گردد . تنها تفاوت موجود بين آنان ترتيب اتصالات است .

شماره پين های استاندارد T568B
همانگونه که در جدول زير مشاهده می گردد ، شماره پين های فرد همواره سفيد بوده که با يک نوار رنگی پوشش داده می شوند .

کد رنگ ها در استاندارد T568B

 کاربرد

 زوج

رنگ

شماره پين

 TxData+

 دوم سفيد/ نارنجی  يک

TxData-

 دوم نارنجی دو

RecvData+

سوم سفيد / سبز سه

 

يک  آبی چهار

 

يک سفيد /آبی پنج

RecvData-

سوم سبز شش

 

چهارم سفيد/قهوه ای هفت

 

چهارم قهوه ای هشت

 

 استاندارد T568B

شماره پين های استاندارد  T568A
در استاندارد  T568A ، اتصالات سبز و نارنجی برعکس شده است ، بنابراين زوج های يک و دو بر روی چهار پين وسط قرار می گيرند (سازگاری با  اتصالات  telco voice )  .

کد رنگ ها در استاندارد T568A

 کاربرد

 زوج

رنگ

شماره پين

RecvData+

 سوم سفيد/ سبز  يک

RecvData-

سوم سبز دو

TxData+

دوم سفيد / نارنجی سه
  يک  آبی چهار
  يک سفيد /آبی پنج

TxData-

دوم نارنجی شش
  چهارم سفيد/قهوه ای هفت
  چهارم قهوه ای هشت

 

 استاندارد T568A

موارد استفاده
متداولترين کاربرد يک کابل straight ، اتصال  بين  يک کامپيوتر و هاب /سوئيچ است . در چنين مواردی ، کامپيوتر مستقيما" به هاب و يا سوئيچ متصل شده که به صورت اتوماتيک و با استفاده از مداراتی خاص،   کابل  cross over می گردد .

شکل فوق يک اتصال استاندارد straight در کابل های CAT5 را نشان می دهد که از آن به منظور اتصال يک PC به هاب استفاده می گردد . ممکن است با مشاهده شکل فوق انتظار داشته باشيد که  +TX يک طرف به +TX طرف ديگر متصل گردد( عملا" اين اتفاق نيافتاده است ) . زمانی که يک PC به  هاب متصل می گردد ، هاب به صورت اتوماتيک و با استفاده از مدارات داخلی خود کابل را  X-over  نموده  و بدين ترتيب ، پين شماره يک از کامپيوتر ( + TX ) به پين شمار يک هاب ( + RX ) متصل می گردد .
در صورتی که هاب عمليات x-over را انجام ندهد ( در زمان استفاده از پورت Uplink  ) ، پين شماره يک  کامپيوتر (+ TX) به پين شماره يک هاب (+ TX ) متصل می گردد . بنابراين مهم نيست که چه نوع عملياتی را  با پورت HUB انجام می دهيم  (  Uplink و يا نرمال ) ،  سيگنال های نسبت داده شده به  هشت پين  سمت PC ، همواره يکسان باقی مانده و  هاب با توجه به نوع استفاده از پورت ( نرمال و يا Uplink) عمليات لازم را انجام خواهد داد .

|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در شنبه دوم شهریور 1387 ساعت 15:5 |

موسیقی اصیل برگرفته ازسایت علی وطن خواه

عبدالوهاب شهیدی: موسیقی، انسان را تصفیه می‌کند

 

عبدالوهاب شهیدی

 

مینو صابری: به جرأت می‌توان گفت که عبدالوهاب شهیدی خواننده و نوازنده عود، علاوه بر آثار ماندگاری که در برنامه‌های گل‌ها از خود به جا گذاشته است، خدمت بزرگی به موسیقی این مرز و بوم کرد و آن پایه‌گذاری سبک ایرانی در نواختن بربط (عود) ساز باستانی ایرانی است. او به دور از هیاهو طی سالیان دراز برای خدمت به موسیقی تلاش کرده و همواره از استفاده از موسیقی برای کسب نام و شهرت پرهیز کرده است. با این وجود، همیشه محبوب مخاطبین خاص خود بوده و جایگاه او نزد اهل دل محفوظ است. عبدالوهاب شهیدی پس از سال‌ها دوری از وطن زمستان سال گذشته به میهن خود بازگشت. پیش از آن‌که از آمریکا به ایران باز گردد، طی تماس تلفنی از ایشان قول گرفتم تا با هم گفت و گویی داشته باشیم و بالاخره پس از ماه‌ها انتظار، انجام این گفت و گو میسر شد:

متولد سال ۱۳۰۱ شمسی هستم. در خانواده‌ای به دنیا آمدم که روحانی بودند؛ منتهی روحانی هنردوست. پدرم هنرمند بود. هم نقاش و طراح بود، هم معدن‌شناس بود، هم داروساز بود، کارهای دینی هم داشت. من آن‌جا بزرگ شدم. یک قسمتی از اخلاقیات را از آن‌جا دارم تا این‌که به مدرسه رفتم.

در مدرسه میمه (نزدیک اصفهان) چون بخش بود تا کلاس چهارم بیشتر نداشت، مجبور شدم کلاس چهارم را چهار سال بمانم؛ بلکه کلاس ششم تشکیل شود. در سن ۱۶ سالگی آموزگار رسمی آن زمان شدم. زمان رضاشاه، سه سال آموزگار بودم تا این‌که به سربازی رفتم. سربازی که تمام شد، به محل کارم برگشتم. به من گفتند باید یک سال صبر کنی تا محل خالی شود. این به من برخورد و رفتم تهران و دیگر برنگشتم. از قدیم هم من ارتش را خیلی دوست داشتم. این بود که رفتم ژاندارمری به عنوان کارمند دفتری استخدام شدم. بعد به ارتش منتقل شدم.

کار من چون همیشه در دفتر سررشته داری و کارپردازی بود، به سررشته‌داری ارتش برگشتم. از آن‌جا به لشکر دو زرهی رفتم. سال ۵۱ هم بازنشسته شدم و به کار کشاورزی مشغول شدم.

این را نگفتم. سال ۱۳۲۲، بعد از پایان خدمت سربازی چون به طرف موسیقی کشیده می‌شدم، برای یادگیری آواز، به کلاس جامعه باربُد، زیر نظر استاد مهرتاش رفتم که که مردی بسیار بزرگ، وطن‌پرست و هنردوست بود و شاگردان زیادی هم بودند.

سپس به طرف تئاتر کشیده شدم. در ضمن یادگیری، کار تئاتر هم می‌کردم تا این‌که سال ۳۹ به رادیو کشیده شدم که تا سال ۵۷ هم برنامه‌ی گل‌ها ضبط می‌کردم.

 

چرا باید این همه سال ما از شما بی‌خبر باشیم!؟ نه کنسرتی، نه مصاحبه‌ای ...

من اصولاً از بدو کارم هیچ وقت دنبال نشریات و میکروفن و این‌ها نبودم و تا توانستم، فرار کردم. همیشه دوست داشتم کنار باشم.

 

چرا؟ دلیلش چه بود؟

دلیلش این است که آدم راحت‌تر است.

 

شما نواختن عود را از چه کسی آموختید و از چه سنی شروع کردید؟

ساز اول من سنتور بود که سال ۱۳۲۲ شروع کردم. ۱۲ سال سنتور می‌زدم. آن زمان رادیو گوش می‌کردم؛ رادیو خاورمیانه، عربی را که گوش می‌کردم، این صدای عود من را خیلی منقلب می‌کرد.

این که می‌گویند هر کسی هر آرزویی دارد به آن می‌رسد، من هم به آرزوم رسیدم. اولین نفری که من را راهنمایی کرد، آقایی بود با نام خضوری که عرب و از اهالی بصره بود.

زمانی که اسراییل داشت تشکیل می‌شد، یهودی‌ها را از اطراف و اکناف دنیا به اسراییل دعوت می‌کردند، این (خضوری) به ایران آمد. او استاد قانون بود. نوازنده خیلی ماهری بود که عود هم می‌زد.

با او آشنا شدم. برایم عود آورد؛ راهنمایی‌ام کرد؛ طرز کوک و انگشت‌گذاری را یاد داد. یک مدت هم با هم نوازندگی می‌کردیم. چون من با تار آشنایی داشتم، زود پیدایش کردم.

 

یعنی عود تا آن زمان در ایران نبوده است!؟

چرا؛ عود بود. آقایی با نام یوسف کاووسی در ارکستر عود می‌زد. آقای اکبر محسنی هم بود که در ارکستر می‌زد. این‌ها ساز اصلی‌شان تار بود و عود را هم سبک تار می‌زدند.

اما موقعی که من شروع کردم؛ دیدم اگر من هم بخواهم سبک آن‌ها را استفاده کنم که همان است. من می‌خواهم آواز ایرانی بخوانم. می‌خواهم شور بخوانم؛ افشاری بخوانم. با ریتم نمی‌شود. این بود که روی مضراب عود پیاده کردم. سبک عوض شد. که الان ماشاالله همه‌شان می‌زنند؛ همه‌شان این کار را می‌کنند.

 

می‌گویند: نی به عرفان می‌زند، عود به حکمت شما که عمری با عود همدم بوده‌اید، این را برای من تعبیر کنید.

اولین پله عرفان، موسیقی است. عارفی به عرفان می‌رسد که موسیقی بداند یا از موسیقی خوشش بیاید. مولانا رباب می‌زده است. حافظ بربط می‌زده و می‌خوانده است. تمام حکمایی که از قدیم داریم، وقتی تاریخ زندگی‌شان را می‌خوانیم، همه‌شان با موسیقی سر و کار دارند؛ موسیقیدان هستند.

خود موسیقی انسان را پاک می‌کند؛ تصفیه می‌کند. موسیقی ودیعه‌ی خدایی است. مولانا می‌گوید وقتی صدای رباب و دف بلند می‌شود، در عرش باز می‌شود.

پس این موسیقی ملکوتی است. هر نوع سازی، فرق نمی‌کند، هر نوع سازی، پاک‌کننده است؛ تصفیه‌کننده است؛ انسان‌ساز است.

 

شما شاگردانی هم داشتید که از شما نواختن عود را آموخته باشند؟

عود نه. البته زمانی که من سبک را شروع کردم، نوارهایی که تک‌نوازی کرده بودم، در یک سازمانی که شاگرد تربیت می‌کردند و وابسته به رادیو تلویزیون بود، این نوارها را می‌گذاشتند و شاگردها از روی نوارها می‌زدند؛ اما این‌که شخصاً آنان را دیده باشم، نه.

 

آخرین کنسرتی که شما برگزار کردید، چه زمانی بوده است؟

کنسرت‌هایی که در ایران برگزار می‌کردیم در تالار وحدت کنونی بود. غیر از آن‌جا من هیچ جای ایران برنامه نگذاشتم؛ جز جشن هنر شیراز که ۹-۸ سال برگزار شد، همه ساله بودم و اجرا می‌کردم.

با استاد پایور رفتیم و در سراسر اروپا برنامه اجرا کردیم. بعد به امریکا رفتیم که آخرین برنامه در کالیفرنیا بود. دوستان به ایران برگشتند؛ اما من به عنوان دید و بازدیدی که آن‌جا بود، دو ماه ماندم که همان موقع سانحه‌ای برایم پیش آمد که مجبور شدم ۱۴ سال در آمریکا بمانم.

 

یعنی ظرف این ۱۴ سال هیچ جایی هیچ برنامه‌ای اجرا نکردید؟

چرا بود؛ پراکنده بود؛ آن هم برای کلوپ‌های فرهنگ ایران. یک سازمانی مخصوص ادبیات و فرهنگ و موسیقی ایران به وجود آورده بودند. دعوت این‌ها را قبول می‌کردم؛ ولی کنسرت آن‌چنانی، نه، شرکت نکردم.

 

به عقیده شما چرا دیگر سال‌هاست که آثار جاودانی و ماندگار خلق نمی‌شود؟

خب در هر دگرگونی این چیزها پیش می‌آید؛ جاها عوض می‌شود. در دگرگونی هم به زمان زیاد اهمیت نمی‌دهند ممکن است ۲۰، ۳۰ یا ۴۰ سال طول بکشد. کارها عوض می‌شود؛ رشته‌ها عوض می‌شود؛ ولی الحمدلله حالا یک انسجامی پیدا کرده است. باز هم ارکسترهایی هستند؛ نوازندگانی هستند؛ خواننده زیاد شده است. ولی یک چیز را هنوز پیدا نکرده‌اند. آن شخصیت هنری خودشان را پیدا نکرده‌اند؛ هم خواننده و هم نوازنده.

چرا؟ برای این‌که هنرمند اگر شخصیت، سبک نداشته باشد، سبک یعنی شخصیت، فایده ندارد؛ هر کاری بکند، تقلید است؛ جا پا گذاشتن است. این‌ها باید اول خودشان را بشناسند. انسان وقتی خودش را شناخت، در رشته کارش هم خودش را پیدا می‌کند.

 

چند برنامه گل‌ها اجرا کردید؟

فکر می‌کنم ۵۰۰-۴۰۰ ساعت باشد. از سال ۳۹ تا سال ۵۷ به طور مداوم، ماهی سه، چهار، پنج یا شش تا برنامه تحویل می‌دادیم.

 

ارکستر گل‌ها اصلاً چگونه به وجود آمد؟

ارکستر گل‌ها در اثر زحمات داوود پیرنیا یکی از افراد نامی در موسیقی ایران که اسمش همیشه در تاریخ موسیقی ایران ثبت خواهد شد، به وجود آمد. این پیرمرد خیلی زحمت کشید. با این‌که شغل‌هایی مثل معاون نخست‌وزیر، رییس کانون وکلا و ... داشت، همه را رها کرد و آمد به این کار چسبید؛ چون علاقه داشت.

من خودم شاهد بودم ساعت ۹ صبح می‌آمد، ساعت ۹ شب می‌رفت. سر پا می‌ایستاد و برنامه تهیه می‌کرد. این برنامه‌ای که شنونده نیم ساعت گوش می‌کند، دست کم ۵۰-۴۰ ساعت روی آن کار شده است. اول ماکت آن را می‌سازند؛ بعد می‌دهند برای پخش؛ همین طوری خام نمی‌دهند.

خواننده می‌آید می‌خواند. بعد نوازنده سولیست می‌زند. بعد گوینده شعرش را می‌گوید. بعد به هم بسته می‌شود. یک دفعه ضبط نمی‌شود؛ در چندین مرحله ضبط می‌شود.

فکر می‌کنم چون خودش چند بار گفت من اسلوب برنامه گل‌ها را از مرحوم اسماعیل مهرتاش در تد اتر یاد گرفته‌ام. برای این‌که آقای مهرتاش هم در تئاتر برنامه‌ای داشت به نام تابلو موزیکال مثل حافظ، خیام و چیزهای دیگر. درست شگرد برنامه گل‌ها بود. گوینده بود؛ موزیک بود؛ خواننده بود و ترانه. بنیان‌گذار گل‌ها داوود پیرنیا بود.

 

از اهالی موسیقی، چه خواننده و چه نوازنده باید دارای چه ویژگی‌ها و شرایطی بودند که به ارکستر گل‌ها راه پیدا می‌کردند؟

اول که این‌ها ارکستر تشکیل دادند سه چهار نفر بیشتر نبودند. خودش (پیرنیا) می‌گفت من با سه چهار نفر افراد مسن، یک ارکستر ۷۰-۶۰ نفره جوان درست کردم. بعد کم کم از هنرستان موسیقی به این طرف کشیده شدند و این ارکستر را تشکیل دادند که آقایان مرحوم خالقی، معروفی و ... این‌ها را سرپرستی می‌کردند. از سه چهار نفر به ۷۰-۶۰ نفر منتقل شدند. اکثرشان هم جوان بودند؛ تحصیل کرده بودند.

افراد ارکستر باید تحصیل‌کرده باشند؛ چون سر و کار با نت دارند. در قدیم نت چنان رایج نبود. بعضی‌ها می‌دانستند و بعضی‌ها نمی‌دانستند. برای تک‌نوازی فوق‌العاده بودند؛ اما هم‌نوازی کردن فرق می‌کند و معلومات نت باید بالا باشد.

 

زمانی که انقلاب شد، شما خودتان نخواستید به فعالیت ادامه دهید یا مسئولین امور فرهنگی مانع شدند؟

همان طور که گفتم، وقتی دگرگونی پیش می‌آید، کارها همه عقب می‌افتد. ما موقعی دوباره شروع کردیم که سال ۷۳ بود. کنسرت‌هایمان شروع شد. رفتیم اروپا و آمریکا ... همیشه پیش می‌آید. دگرگونی همیشه یک توقفی دارد.

 

تصمیم ندارید به زودی برنامه‌ای اجرا کنید؟

تا ببینیم چه پیش می‌آید.

 

در ایران؟

یک زمزمه‌ای هست. چه زمان تشکیل شود، معلوم نیست.

 

خاطره‌ای از دوران کار هنری‌تان را که همیشه در ذهنتان ماندگار است، برای ما تعریف کنید.

همه‌اش خاطره است! اولین صدایی که از من پخش شد خودش یک داستانی دارد. منزل یکی از دوستانم مهمان بودیم، پنجشنبه‌ها آن‌جا جمع می‌شدیم. آقایی بود با نام احمد مهران که کلکسیون نوار داشت. آدم محققی بود. با همه هنرمندان هم رفیق بود. خدا می‌داند چه قدر نوار زنده تهیه کرده بود. شبی بود آن‌جا بودیم و برنامه‌ای هم ضبط کردیم. بعد از دو روز تلفن زد گفت یک نفر هست شبیه شما می‌خواند. بیا ببین او را می‌شناسی؟

من رفتم و متوجه شدم همان برنامه قبلی را به مرحوم پیرنیا داده است. پیرنیا هم روی آن کار کرده و پخش کرده است؛ بدون اسم! به من گفت تا چه وقت می‌خواهی در اطاق و صندوق‌خانه‌ات بخوانی!؟ مردم هم حق دارند. این پیش‌آمد باعث شد که من در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتم و ماندم تا آخرش. این‌ها همه‌اش خاطره است!

 

 http://www.ghadimiha.com/ منبع: سایت قدیمی ها

|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ساعت 21:54 |

ایام شعبانیه بر محبین اهل بیت مبارک و پر خیر و برکت باد..

ولادت امام حسین علیه افضل الصلاه و السلام و ابالفضل العباس سلام الله علیه و سید الساجدین علی بن الحسین علیه السلام و اشبه الناس برسول الله علی الاکبر بن الحسین سلام الله علیه و ولادت حضرت مهدی یوسف زهرا عجل الله فی فرجه و سهل الله مخرجه را به همه محبین مخلص اهل بیت تبریک و شادباش عرض میکنم..

|+| نوشته شده توسط آرمان هاشمی در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ساعت 22:18 |